تبلیغات
سید حمیدرضا - مطالب سید حمیدرضا خاندوزی
بسم الله الرحمن الرحیم
.
دقیقا نوشته ی ذیل این مطلب عصر پنج شنبه نوشته شده بود و قرار بود منتشر بشه که به دلیل اختلالی که در کلیپ پیش اومد منتشر نشد ... تا اینکه ما دیشب به مراسم افطاری رفتیم و همه کسایی که دلمون واسشون تنگ شد بود رو دوباره دیدیم... همه چه خیلی خوب و عالی پیش میرفت ، بعد از افطار کم کم عزیزان وارد سالن برگزاری مراسم شدن ، کار ما هم دو تا شده بود هم عکاسی بود هم تنظیم صدا و تصویر برای نمایش روی ویدئو پروژکتور ... استرس کار زیاد بود و خب بازم الحمدالله مراسم به نحو احسن برگذار شد و در پایان با مداحی برادر مهدی مختاری به پایان رسید ، من اصلا با مسائلی که تا اینجا گفتم کاری ندارم : ))
که شاید بعدا تصویر ها یا شاید حتی کلیپشو دیدید اگر این فشار کارها و پروژه ها به آدم اَمون بدن...
داستان من از جایی شروع میشه که ظاهرا خیل عظیمی از خادمین قصد سوپرایز کردن بنده رو داشتن ، و ما هم بی خبر از همه جا 
و به بهانه اینکه این بستنی هارو ببر داخل سالن واسه بچه های خودمونه ، از خداحافظی با مهمان ها دست میکشیم و برمیگردیم تو سالن و یه عده ی زیادی خانوم و آقا رو میبینیم که نشستن و هنوز از روی صندلی هاشون بلند نشدن برن و یا اینکه جلوی در سالن تجمع کردن ;/
بنده هم خیلی خوشحال از سوژه های پشت صحنه مراسم در حال عکاسی هستم ، که ناگهان احمد جانِ عزیز با کیک تولد وارد سالن میشن و همه شروع میکنن یه دست و جیغ و هورا ... 
من واقعا چند  لحظه مبهوت بودم و نمیدونستم باید چیکار کنم... و باز هم واقعا نمیدونستم باید چیکار کنم ... به خودم اومدم دیدم دوربینم دست یه عزیز دیگست داره ازم فیلم میگیره ، علاوه بر اون دو عدد دوربین دیگه و موبایل های متعدد در حال فیلم گرفتن از بنده بود... فیلمی که ذیل این مطلب میبینید از دقایقی بعد از سوپرایز شدن بنده هست ... با دوربین خودم
داستان واسه زمانیه که من سه هفته قبل به مناسبت تولد احمد عزیز واسشون هدیه ناقابلی گرفته بودم و حتی مطلبی هم اینجا گذاشته بودم و ایشون هم نظراتی پر از لطف برای بنده گذاشته بودن که میتونید در مطالب قبل مشاهده کنید 
ما تو یک جمع خیلی کوچیکتر این کار رو کردیم اما ایشون در ابعاد به مراتب بزرگتر به ما تبریک گفتن و جواب مارو دادن
فقط چیزی که واسه من سوال شده اینه که این همه انسانِ خوب و با معرفت رو خدا چرا و به چه دلیل نصیب من کرده 
چرا شما ها اینقدر خوبین ؟ چرا اینقققدر دوست داشتنی هستین ؟ من الان چطور میتونم این همه حال خوبی که دادین 
و این همه لطفتونو جبران کنم ؟  دعا میکنم به حق این ماه زیبای خدا، به حق جمعه های دوست داشتنیش ، یه روزی خدا همینطوری که دل مارو شاد کردید دلتونو شاد کنن ، از تک تک خواهر ها و برادرهای سهیم تو این شادی نهایت تشکر رو میکنم ، مخصوصا از احمد عزیز
شاید در نوشته و متن مثل خیلی وقت های دیگه نتونم شرح بنویسم فقط در همین حد بگم دیشب از معدود شب هایی بود که به معنای واقعی تو این بیست و پنج سال عمری که از خدا گرفتیم لذت بردیم ، چون  این حجم از تبریکات در یک لحظه و ساعت بدون آمادگی و اطلاع قبلی مثل یه تولد دوباره میمونه واسه آدم...
شاید بخونید شاید هم نخونید ، همتون دوست داشتنی هستید ، اما بعضیاتونو فراتر از چیزی که فکر کنید دوستون دارم...
.
کریم اهل بیت ، لایق دونستن و روز تولدشون سهمی هم از این شادی ها به ما دادن...
پی نوشت ها 
1.باز هم از تمامی خواهران و برادرانِ شریک در این شادی تشکر میکنم و آرزوی بهترین اتفاقات رو دارم ، ان شاءالله با ظهور آقا این شادی ها پایدار و همیشگی باشه ، و یه روزی بیاد که تو بهشت خدا با هم شاد باشیم و بگیم و لبخند بزنیم
2.مراسم ما کانون طه بود و سالنی که مشاهده میکنید برای همین مکان هست
3. تو مطلب قبلی هم گفتم ،هرسال نمیخوام هیچ نشونی از تولد باشه ، اما لطف شما نمیزاره... 
4. چرا بعضیا اینقدرخوبن ؟ 
5. سید حمیدرضا خاندوزی هستم ، متولد 7 خرداد 1372 ،  25 ساله از گرگان دوست داشتنیه عزیزه زیبا  ... بقیشم اگر خواستید بدونید بیاید اول با هم دوست بشیم ببینم میتونم بگم یا نه : )))
6. مطلب قبلی رو بخونید ، سابقه نداشت در کمتر از 24 ساعت دو تا مطلب بزارم ...
7. هفت نداریم همچنان ، چون خیلی خاصه باید یه روزی با جملات خاص پر بشه ;/
8. اگر به فیلم دوربین دوستان دسترسی پیدا کنم حتما لحظات ابتدایی سوپرایز شدن هم هست که اونارو هم میزارم بعدا
9. دعامون کنید ، که من با زبان شما گناهی نکردم...
10. مطلب قبلی رو یادتون ببینید، همینطور کلیپو ، ممنونم
 متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان 
میدونم روز تولدم دعام کردی مهربان تر از پدر و مادرم... همین کافیه...




برچسب‌ها: تولد خرداد خادمی نمایشگاه سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
جمعه 11 خرداد 1397 04:16
...
بسم الله الرحمن الرحیم
.
ای باد مشک بو بگذر سوی آن نگار
بگشا گره ز زلفش و بویی به من بیار
.
با او بگو که ای مه نامهربان من
بازآ که عاشقان تو مُردند از انتظار
.
دل داده ایم و مهر تو از جان خریده ایم
بر ما جفا و جور فراقت روا مدار
.
کردی به روزگار فراموش بنده را 
زنهار عهد یار وفادار یاد آر
.
ای دل بساز با غم هجران و صبر کن
ای دیده در فراقش از این بیش خون مبار
.
باری خیال دوست ز پیش نظر مشوی
چون بر وصال یار نداریم اختیار
.
العجل العجل یا مولانا یا صاحب الزمان...
.
زمانی این نوشته منتشر میشه که ما سر سفره کریم اهل بیت نشسته ایم ... 
همراه سیصد چهارصد نفر دیگه از خادمین و دوستانی که برای نمایشگاه زحمت کشیدند و وقت گذاشتند...
و این مسیر و این راه و این خادمی و عشق بازی ان شاءالله پایدار باشه تا به بهشت...
از عزیزانی که در مطلب قبلی نظر گذاشتند چه از تبریک تولد و چه نظر های متفرقه دیگه و چه نقدی که در دو مطلب قبل کردند بسیار بسیار سپاسگذارم ، هر سال من تصمیم میگیرم از روز تولدم چیزی نزارم اما شما کاری میکنید که نمیشه حرف نزنم  ، و واقعا نمیدونم چطور میتونم لطف های شما رو جبران کنم ... 
اولین دفعه هست تو تاریخ این وبلاگ و این نوشته ها که همه نظراتو تایید میکنم...
جوابشونو هم نمیدم شاید بعدا با فایل ویدویی جواب تک تک عزیزانو دادم ، فقط شرمنده کردید مارو ، هم شما و هم عزیزانی که حتی یک درصد هم فکر نمیکردم تولد بنده یادشون باشه و تلفنی یا حتی حضوری!  تبریک بگن ، دقیقا و  دقیقا مثل پارسال ، با تبریکاتشون مارو تو بُهت فرو بردن 
درسته آدم های ... زیاد شدن ، اما هستن آدم هایی که دوستت دارن بدون اینکه بدونی و حتی حسشون کنی
.
زیاده عرضی نیست ، کلیپی که پایین مشاهده میکنید ، کلیپی هست که قراره امشب پخش بشه و آخرین کلیپ نمایشگاست
بعد ها با کلیپ های متفاوت در خدمت شما هستیم...
دکلمه زیبای آخر کلیپ هست که اسلامیزه شده ، بشر اصلن خلق شده که لجن زارهارو تبدیل به گلزار کنه 
همونطوری که خدا مارو از کمترین چیز اشرف مخلوقات خلق کرد ، در وجود ما هم همین حس رو گذاشته که سعی داشته باشیم بدی هارو به خوبی تبدیل کنیم ، مثل تبدیل آدم های بد به خوب ، تبدیل نفس سرکش خودمون به نفس رام شده ، تبدیل نفت سیاه بد بود به 
با ارزشترین ماده جهان ، تبدیل ریاضی سخت و خشن به معماری زیبای ساختمون ها ، تبدیل برق خطرناک و کشنده به لازم ترین وسیله زندگی
و بیایم تا برسیم به کمتریناش ... 
ما خلق شدیم که با هم خوب باشیم ، انعطاف داشته باشیم ، نه بر خلاف قواعد خداوند زندگی کنیم 
اصلن مگه میشه جلوی موج های بزرگ حق ، که همه در حال حرکت در صراط مستقیمند ایستادگی کرد و قد برافراشت ؟
.
1. لحظات زیبای این ماه مارو دعا بفرمایید
2. از عزیزانی که در رسوندن آهنگ این کلیپ مارو یاری کردن و حتی کسانی که آهنگ های دیگه رو پیشنهاد دادن بسیار سپاسگذاریم
حالا هستیم در خدمتتون و کلی کار داریم تا ساختن کلیپ های متفاوت دیگه 
3 . عزیزانی که پیام خصوصی گذاشتند ببخشید که نظرتون منتشر نمیشه ، خودتون تیک خصوصیشو زدین که منتشر نکنم ظاهرا ، خیلی خیلی زیاد دوستتون دارم خودتون میدونید 
4 . تهرانی های عزیز ، سه شنبه ها هیئت میثاق مارو یادتون نره ها
5 . نظرات رو یا بعدا به صورت فایل ویدویی جواب میدم یا ذیل نظرات ... 
6 . مگه من نگفته بودم از اینستا دیگه نظر نبینم ؟! باز چی شد ؟ : )) چشم برمیگردم ان شاءالله...
7 . هفت نداریم ، چون عددش قشنگه همینطوری گذاشتم : ))  
در امان خدا باشید ان شاء الله 
فعلا خدانگهدار
.




برچسب‌ها: تولد هفت خرداد 7 خرداد سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
پنجشنبه 10 خرداد 1397 15:08
...
بسم الله الرحمن الرحیم
.
خرداد دوست داشتنی از راه رسید ، خرداد پر از حادثه ، پر از فراز و فرود پر از زیبایی... 
خردادی که همیشه فصل امتحاناته یا جام جهانی فوتبال ، یا انتخابات ریاست جمهوری یا هزار حادثه ی دیگه ، که چند سال قبل و بعد هم ماه رمضون رو باهاش داریم و شب های قدر ، خلاصه میشه تشبیهش کرد به آدمی که صبح تا  شب سرش شلوغه ، خیلی کار داره، باید به کاراش برسه ، با کار کس دیگه هم کار نداره ، تموم که میشه یهو همه اتفاقات هم باهاش تموم میشن ، تب و تاب ها میخوابه ... 
همیشه همینطوری بوده ... 
فیلم ذیل خصوصیات خردادی های عزیز رو ذکر میکنه ، شاید شما بگید خرافات ، یا خیلی دلایل دیگه که قبول نداشته باشید این خصوصیات مشترکه کساییه  که تو هر ماه از هر سال به دنیا میان رو ؛ اما من میگم این یکی از اون بیست و پنج قسمت از علم هست که بعده ظهور آقا به کمال میرسه و کشف میشه و قطعا ماه تولد چه قمری و چه شمسی و حتی روز  و ساعت به دنیا اومدن در خصوصیات و اخلاقیات انسان ها بی تاثیر نیست ... 
نکاتی که تو این فیلم میشنوید نه اینکه چون بنده هم خرداد به دنیا اومدم اما برای بنده که حدود ده نفر خردادی رو به طور جدی میشناسم  به شدت صدق میکنه و کاملا درسته... از دوست عزیزی که این فیلم رو فرستادن هم به شدت تشکر میکنم

 


فیلم دومی هم که مشاهده میکنید حاصل nاُمین بار رفتن به سینما و دیدن فیلم بسیار زیبای لاتاری هست که با یک دوست عزیز و عزیز و عزیز رفتیم و دیدیم منتهی سینمای خوشگل شهرمون دیگه از رو پردشت برداشته بود و ما سینما رسالت رفتیم که کیفیت صدا و تصویر بسیار متفاوت بود و همینطور قیمت بلیط ، بگذریم ... 
بالاخره بنده موفق شدم این سکانس که به نظرم زیباترین سکانس فیلم هست و حتی از آهنگ خود روزبه بهمانی اگر بهشون برنخوره زیباتره رو از روی پرده فیلم بگیرم و اینجا بزارم ، البته فیلم قسمت های زیبای دیگه هم بسیار داره که ان شاءالله زودتر به فروشگاه خانگی بیاد و عزیزانی که نرفتن و ندیدن  هم بتونن ببینن... اتفاقا امشب جلسه بودیم یکی از دوستان آهنگ زنگشون این بود که مورد استقبال واقع شد ، فیلم در حد عالی و فراتر از عالی هست ، تا وسطش که دوستان مخالف عقاید ما وقتی ساعد سهیلی میگه شما کشور خودتونو ول کردید رفتید دنیا رو نجات بدید ، خیلی خوشحالن و بعضا بلند میگن آفرین احسنت ، عجب دیالوگی ، بعد که سکانس پایانی فیلم میشه ، همون آدم که نماد یک فرد اطلاعاتی هست ، همون از همه با غیرت تر و نترس تر و کاربلد تر هست ... اما خب دیگه ، بازم یه عده به معنای واقعی کلمه نفهم تشریف دارن ، و یا خودشونو میزنن به نفهمی و لج کردن با خودشون ...


صوت زیبای زیر هم امروز به دستمون رسید ، البته عزیزانی که در کانال آقای پناهیان در شبکه اجتماعی های مختلف عضو هستن حتما شنیدن این صوت رو... چون یک قسمتش در مورد عکاسی هست احساس میکنم مربوط به بنده و حرفه ی بنده میشه که میزارم اینجا و همینطور تلنگری هست به ما بچه مذهبیا... اگر بچه مذهبی ای میشناسید که صرفا ادعای دین و دیانتش میشه واسش بفرستید...

فیلم ذیل که فیلم سومی هست که میزارم هم حدیثی از امام صادق هست که بارها و بارها شنیدیم اما تکرارش خالی از لطف نیست، 
با خودمم خوده خودم ، خوبه ؟  با خودمم دیگه : ))



خب دیگه عرضی نیست ، ممنون از اینکه وقت میزارید و مطالب وبلاگ رو میبینید ، و همینطور ممنون از دوستانی که غلط املایی هارو در نظرات به صورت خصوصی ارسال میکنند واقعا ممنونم ، ببخشید دیگه فرصت نمیکنم دوباره مطالب رو بخونم...
سه طرح زیر که دوتاشو که قبلا باید در صفحه اینستاگرام بنده دیده باشید اگر بنده رو دنبال میکردید که از روی آهنگ همون  فیلم لاتاری و شعر روزبه بهمانی زده شده ، و طرح سوم هم که واضحه دیگه ، بازم با خودمم ، دیگه چجوری بگم با خودمم ؟ : )) 
دوستانی هم که نظر گذاشتن و گفتن برگرد اینستا و همونطوری که خودت صلاح میدونی و تو مطلبت گفتی (مطلب قبل) فعالیت داشته باش ، بسیار ممنونم ، چشم باید فکر کنم ، اما از نظراتتون ممنونم اگر توضیح یا نظر دیگه ای هست باز هم میخونم و استفاده میکنم
.
دعامون کنید تو این شب ها ، تو نماز شباتون ، بعده نمازاتون ، هر موقع دلتون شکست ... که من با زبان شما گناهی نکردم...
ما هم دعا میکنیم آقا دعاگوتون باشه ، که دعای امام عزیز کجا و این سرتا پا گنه کاره پر از عیب کجا... 
متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان... 










سه شنبه 1 خرداد 1397 00:13
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 21:05
بسم الله الرحمن الرحیم
.
رعد و برق ، جلوه ای با صلابت ودر عین حال زیبا از قدرت خدا... 
شاید به نظر بنده اما، صدا و صوتی که یکی از زیباترین هاست ....
روزه نمازها قبول...
از قدس چه خبر ؟!
روزه های روز های آینده ی ما ارزشش بیشتر است یا روزه های مردم به خاک و خون کشیده شده فلسطین؟
مایی که نان و آبمان سرجایش هست و کیفمان کوک، یا آن هایی که با زبان روزه در شام و عراق و فلسطین میجنگندو داغ میبینند و با آه افطار میکنند .
میگویند عید است از درد و بلا و سختی نگو ، عید ، چه عیدی ؟  از حال روز امامت خبر داری ؟  کجا و چگونه صبحش را به شب میرساند ؟ با دل خوش و قلبی شاد و  چشمانی بدون اشک ؟  اگر اینطور فکر میکنید پس جشن بگیرید ،آذین ببندید ، بگویید و بخندید و شاد باشید ، اصلن دیگر چرا بیاید ؟ امام عصر را میگویم، حال همه ی ما خوب است... 
.
ماه زیبا و دوست داشتنی خدا رسید، وقتی میگیم ماه دوست داشتنی خدا یعنی اینقدر باید خدارو دوست داشته باشی که هرآنچه که از نظر اون زیباست از نظر تو هم زیبا باشه ... به این میگن عشق ، مصداق زمینی هم واسش خیلی میتونی پیدا کنی ، مثل چیزهایی که عزیزترین فردت روی زمین اونهارو دوست داره و تو هم بخاطر اون فرد به اونها علاقه داری
.
صفت های خدارو توی همین زندگی روزمرمون خیلی و به شدت زیاد میشه پیدا کرد... 
مثلا دیدید وقتی که یکی نماز نمیخونه روزه نمیگیره هزار غلط هم انجام میده زندگیم میکنه بی دغدغه ، خب بله طبیعیه خدا علاوه بر اینکه اونو رهاش کرده ، واسش راه رسیدن به لذت هایی که میخواد تو همین دنیا بچشه رو فراهم میکنه...
اما بعضیا که دین و ایمان واسشون اصل زندگیه تا یه نمازشون قضا میشه و یا خطای کوچیکی ازشون سر میزنه، به سرعت
و شاید خیلی هم شدید تنبیه میشن ... خب بازم طبیعیه ، عشقِ خداست دیگه از عاشقش انتظار نداره خطایی سر بزنه 
و گوششو میپیچونه تا ادب بشه ... و وای به حال اونایی که روزهای آخر عمرشون خطایی میکنن که باعث میشن صال ها عبادتشون از بین بره... اون جا دیگه تنبیهی نیست ، اونجا عشق خدا میشه نفرت ، اونجا زدی همه چیو خراب کردی ،راه برگشتم نداری ، چرا ؟ چون بعد از اینهمه دلبری از خدا زدی حالشو گرفتی بدم حالشو گرفتی...
تو زندگی ماها هم خیلی از این عشق ها ب نفرت تبدیل میشه ، البته واسه ما خیلی زودتر اتفاق میوفته ، چون ما که صبر خدارو نداریم ، اما واقعا از بعضی افراد انتظار یه سری کارهارو نداریم ...
.
نوشته هایی هست که خودش میاد و اصلن با هدف و برنامه ریزی قبلی نوشته نمیشن...
مثلا وقتی از اتاق رو پشت بومت صدای بارون خوردن به حلب و رعد و برق زیبای خدا میاد و یه نسیم ملایمی که میاد و میره ، یا باید بنویسی ، یا شعر بسرایی ، یا طراحی انجام بدی ... و کلا از کارهای روزمرت بیای بیرون ... 
.
شب اولِ ماه دوست داشتنی خداست ، ببخشید ، همه رو ، از غیبت کنندگان پشت سرتون که نمیشناسیدشون...
تا تحقیر کنندگان و مسخره کنندگانی که شاید جلوی روتون حرف هایی رو زدن یا بهتون رسیده !
ببخشید و بگذرید ، که این نیز بگذرد... 
.
ماه رمضانتون مبارک، و همینطور اعیادتون ، ببخشید اگر اوایل نوشته کامتون تلخ شد، ما نه افسرده ایم یا به قول بعضی عزیزان دپرسیم ، نه هیچ چیز دیگه ، میایم میشینیم پشت این لپ تاپ بسم الله میگیم ، دیگه بقیه حرفا خودش میاد
الان پشت صحنه نمایشگاه رو هم واستون میزارم که ببینید و یه لبخندی رو لبتون بیاد و جبران کنیم 
البته بنده بیشتر صدام هست تو فیلم جز یه قسمت !  روزهای بسیار خوبی بود، بالای پنج هزار عکس و فیلم گرفته شد 
که از این تعداد چند تایی رو هم جدا کردیم و شما میتونید با کلیپ روی قسمت عکاسی و نمونه کار تعدادی از تصاویر که صرفا از جهت زیبا بودن تصویر گذاشته شده رو ببینید ، خیلی از اون ها هم  میتونن حدیث تصویری بشن که ان شاءالله به زودی گذاشته میشن ...  تا وقتی سایتی به نام لنزور هست اینستاگرام چرا؟ نیاز به دیده شدن داری؟  باید راجع به تو کارات نظر بدن؟ دوست داری عکسایی که میگیریو ببینن ازت تعریف کنن ؟ یا مطالبی که میزاریو ببین با خلقیاتت اشنا بشن ؟ یا استوری میزاری که کارهای روزانتو بقیه ببینن ؟ همه این پرسشارو اول از خودت بکن بعد یه که چی، آخر همشون بزار... درگیر این خواسته های صرفا نفسانیتون نشید .... اینستاگرام برای تبلیغ خوبه ، برای گزارش کار خوبه ، برای دنبال کردن بعضی صفحات و استفاده از اونا خوبه ، برای جواب دادن بعضی شبهات ، یا نظر دادن ذیل بعضی مطالب خوبه ، اما نه این موردایی که بالا گفتم ، که آدم کل زندگیشو و زندگی روزمرشو بزاره و مطلب میزاره که دیده بشه و خوشحاله از این که الان جلو چند تا بنده خدا مشهور شده ... آفرین احسنت ، تو خوبی ، تو آقایی ، تو خانومی
خدا کجای زندگیته ؟  هوای نگاه امام زمانم داشته باش که هر لحظه داره میبینتت ...  همین .
.
رسما مارو هم کشتید که اینقدرر پرسیدید چرا تو اینستاگرام بصیر مدیا رو تغییر دادیم به سید حمیدرضا 
جوابش به همین سادگیه ، تلگرام فیلتر شد و بنده برای ارتباطاتی که داشتم از دوستانه تا کاری، باید ای دیمو تغییر میدادم که وقتی ارتباط میگیرم بشناسن مارو. حالا این وسط قرار بود و قول داده بودیم عزیزانی رو هم با ایدی اصلی دنبال نکنیم ، که به همین دلیل بلاک آنبلاک شدن و ساعاتی بعد بنده بلاک شدم  : )) 
بله بسیار ممنونم ، بسیار متشکرم از حُسن برخورد شما ، و احترامی که قائلید ، کلا زیاد احترام دیدیم ما از دوستان !
بگذریم...
حالا هم که جایگزین داریم و گفتم بنده در پیام رسان بله هستم ، دیگه نیازی به اینستا ندارم و حذف کردم
خب شُبهتون رفع شد؟ یک بار دیگه تو نظرات ببینم ، مثل همین فیلم پشته صحنه نمایشگاه سر از بدنتون جدا میکنم : ))
یا مثل لگدی که تو فیلم زده میشه نثار جسم و روحتون میشه ، نبببیییینماااا ، دیگه نبیینممم از اینستا حرف بزنیداااا : ))
فیلمو ببینید و بعدهم تصاویری که در قسمت عکاسی و نمونه کار گذاشته شده 

دعا دعا دعا یادتون نره 
مخصوصا واسه اِمام زمانمون... 
متی ترانا و نراک ...







برچسب‌ها: رمضان باران رعد و برق امام زمان نمایشگاه سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 17:04
بسم الله الرحمن الرحیم
.
بیست و سوم اردیبهشت ، سکوت سهمگین شب ، بعد از بارش پر هیاهوی امروز
بارونی که باید و باید قطرات پر شتاب و درشتشو حس میکردی ... 
که امام و مولامون هم وقتی بارون میومد همین کار رو میکردن ... 
امروز به معنای واقعی خیس شدیم ، عجب روزی بود ...
.
چند نکته‌ی شلخته ! یا به عبارتی همون درهم برهم ، یا همون متفاوت یا متفرقه ، و باز هم یا قاطی پاتی ، یا جدا از هم، بگم بازم ؟ : ))

1. دوستان ما هم مثل خیلی از شما از پیام رسان ها ی متفاوت استفاده میکنیم... و باز هم چیزی که هست مثل خیلی از شما هنوز نمیدونیم پیام رسان قطعی برای استفادمون بالاخره کدوم باشه ؟! خب بله هممون تو این مساله گیر کردیم البته شاید بعضیامون تصمیم قطعیمونو گرفتیم ... 
چیزی که بنده تو این چند روز تجربه کردم رو در اختیارتون میزارم ، دوستان اگر میتونید با ساختار طراحی شده سروش و  طرح اون کنار بیاید همون سروشو انتخاب کنید ، بنده که خیلی با خودم کلنجار رفتم اما طرح پیام رسان سروش رو نمیپسندم و نمیتونم علاقه داشته باشم ... همینطور گاها در بعضی موارد قطعی و آپلود و دانلود نشدن تصاویر و فیلم ها دیده میشه که خب طبیعیه و برای ابتدای راه بسیار هم داره خوب عمل میکنه 
پیام رسان ایتا خب تقریبا کپی برداری شده از تلگرام هست و خب طبیعتا ما نباید با ظاهرش مشکلی داشته باشیم
و اینکه سرعت نسبتا خوبی داره ، همینطور در نسخه دسکتاپش داره خوب عمل میکنه اما ظاهرا به کاربرای جدید که میخوان عضو بشن کد ارسال نمیکنه برای عضویت ... 
پیام رسان بله هم که زیر نظر بانک ملی هست بسیار بسیار گرافیک جذابی داره و همینطور سرعت بسیار خوب ، البته معلوم نیست اگر تعداد کاربرای اون به پیام رسان های سروش و ایتا برسن همینطور موفق عمل میکنه یا نه ، اما چیزی که هست ظاهرا بارها مورد حملات سایبری قرار گرفته برای مورد توجه شدنش تو چند روز اخیر و فعلا که سربلند بیرون اومده ، اما بنده گرافیکشو بسیار میپسندم ، کما اینکه خیلی از کانال ها و خبرگذاری ها شروع کردن به فعالیت در این پیام رسان ، بنده خودم بله رو  میپسندم تا اینجای کار و برای پیام های شخصی از این پیام رسان استفاده میکنم و برای دنبال کردن مطالب کانال ها از ایتا ، این تا اینجای کار ، ان شاءالله که با گذشت زمان همه ی پیام رسان های داخلی موفق عمل کنند... 

2. در حال تدوین فیلم های دیدار های شهدا هستیم ، جزئیاتشو که بسیار جزئیات زیبایی هم هست ان شاءالله تا اواخر خرداد ماه یعنی حدود یک ماه دیگه خدمتتون عرض میکنم ، فقط در همین حد بگم کارهای بسیار خوبی در حال ایده پردازی و انجام هست ( جدای از تدوین فیلم شهدا ) ، خیلی شور و شوق دارم که بگم ، اما روایات ما گفتن قبل از مستحکم کردن کار اون رو نمایان نکن 

3. بازم این جمله تکراریمو بگم ؟ بازم شب های پیش آقا سخنرانی فرمودن نشستید گزیده هاشو دیدین یا همشو ؟ 
اگر باز گزیده هاشو دیدید و به اخبار و صفحه اینستاگرام قناعت کردید باید بگم اشتباه کردید و میکنید
متوجه اید که ایشون نائب امام زمانمون هستن دیگه ؟ صحبت های نائبشو وقتی کامل گوش ندادی ، وقتی نکته برداری نکردی ، وقتی دعای آخرشو نشنیدی و نکات تربیتی و فرهنگی اول صحبت هارو گذاشتی کنار و همون سیاست وسطشو چسبیدی که در مورد برجام و آمریکا بود یعنی تو هم به عبارتی دینو داری از سیاست جدا میکنی،، اصلن حتی لابد  نمیدونید نکاتی که تو بخش اول فرمودن از اون بخش دوم که در مورد برجام و سیاست هاش بود بیشتر بود ... 

4. باز وسوسه شدم بیشتر بگم از اونی که تو مورد دوم گفتم بازم حرف نمیزنم ... 
دیروز بعد از حدود یک ماهو نیم ، بالاخره توفیق شد سمت خدا رو ببینم ، حجت الاسلام عابدینی ماه هاست که دارن سوره یوسف رو تفسیر میکنن ... امروز به محض اینکه تلویزیون رو روشن کردیم این جمله رو فرمودن ، همون پیراهن پاره ای که سندی شد  یوسف به زندان بیوفته همون پیراهن باعث شد به وقتش از زندان بیاد بیرون و بشه عزیز یک کشور ،اگر تو زندگیتون اتفاقی افتاد که  بخاطر کار نکرده دارید سختی های زیادی میکشید بدونید که چیزی جز امتحان نیست
یوسف همون یوسفی بود که نه تنها جلوی زلیخا جلوی چندین نفر دیگه هم که دستشونو بریدن تقوا رو انتخاب کرد 
اما دقیقا و دقیقا بخاطر همون کار نکرده افتاد زندان و سختی کشید، یک روزی هم به خواست خدا، زمانی که زندانی شد باز هم لب به اعتراض باز نکرد و فرموده ی زیبای

خدایا ! زندان برایم دوست‌ داشتنی‌تر است از آن‌چه این (زنان) من را بدان می‌خوانند...
.
تصادفی های زندگیمان که شده تکه کلاممان ،  اما هیچکدام از این ها تصادفی نیست...
و در پی هر حرفی که میشنویم و تصویری که میبینیم و رخدادی که برایمان اتفاق میوفتد حکمتیست و با آن آزمایشی که ما از فهم بسیاری از آنان عاجزیم...
از این آیه فقط این درس رو نباید بگیریم که در مقابل مکر زنان تقوا داشته باشیم ، از این ایه میشه درس گرفت اگر بخاطر کار نکرده اما با سند و دلیل پوشالی که همون پیراهن یوسف باشه ، به زندان هم افتادی باز هم لب به اعتراض باز نکنی ، مثل حضرت ابراهیم در منجنیقی که آماده ی پرتاب بود ، مثل حضرت نوحی که بعد از صد ها سال تعداد اندکی دینش را پذیرفتن ، مثل حضرت مریمی که تحقیر و تهمت هارا شنید اما به دستور خدا روزه ی سکوت گرفته بود 
مثل لحظاتی قبل از اینکه دریا به روی حضرت موسی باز شود و سخت در اضطرار بود 
و همه ی پیامبرانی که نامشان در قرآن آمده و وقتی امر و دستور و آزمایش خدا می رسید ، حتی اگر در شکم نهنگ هم بودن باز هم ذکر و یاد خدا آرامششان بود و لب به اعتراض باز نکردند...
اصلا چرا جای دور برویم ، در همین نزدیکی ها امامی هست که همه ی غم های ما را میبیند و حتی تشنه تر از خود ما برای رفع این غم هاست اما اجازه ی ظهور ندارد و لب به اعتراض باز نمیکند 
مهربانترین پدر ، امام عصر ، امام جان ، متی ترانا و نراک ....
.
روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران ... 
این روزا باید رفت تو  طبیعت ، یا رشت مثلا ! فقط عکس گرفت و لذت برد از طبیعت ... موافقین؟ 

 متن نوشته شده در 23 اردیبهشت که با تاخیر گذاشته میشه .... 



برچسب‌ها: امام زمان سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی شهدا تدوین باران پیام رسان داخلی
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 22:29
...
بسم الله الرحمن الرحیم
.
سوله خالی شد، وسایل سخت افزاری و نرم افزاری برگشتند سر جای اول... 
درست مثل خیلی از نوشته های این وبلاگ و بعضی تغییرات فکری و عقیدتی
اما چیزی که بعد از این ها تا زنده ایم و  شاید بعد از اون با ما هست ، همه ی خاطرات و لحظات زیباییست که در این مدت رقم خورد، و همینطور تجربیاتی که به دست اومد و دوستی هایی که شکل گرفت، و انسان های شریفی که شناختیم وشاید با نگاه کردن همین آدم های مومن ثوابی هم جمع کرده باشیم 
الحمد الله علی کل حال... 
ان شاءالله و ان شاءالله خداوند و امام زمان این قلیل رو از ما بپذیرند و موجب رضایت قرار گرفته باشه...
و ان شاءالله تا زنده ایم و حتی بعد از مرگ خادمی آقا از ما گرفته نشه
اما نمیدونم و متوجه نمیشم این لطف هایی که به بنده ی حقیر و گنه کار میکنید و هنوز کار خیری تموم نشده مارو وارد کار خیر دیگه ای میکنید به چه علت هست
از فردا مسئولیت داریم که حدود 30 مصاحبه ای که با خانواده شهدا شده رو تدوین کنیم و آماده ی پخش ، حالا از کجا و چجوریش بماند... کار برای شهدا به همه اثبات شدست که کاریه که خودشون درست میکنن و ما فقط وسیله ایم 
ان شاءالله که بتونیم به نحو احسن این مسئولیت رو به اتمام برسونیم ، هر دو روز هم اگر بتونیم یک کلیپ تدوین کنیم حدود 60 روز توفیق این کار رو داریم و چه توفیقی بالاتر از این... 

هفت سال از شناختن دانشگاه امام صادق(ع) 
شش سال از زنگ زدن برای قبول شدن به عنوان ذخیره در دانشگاه
سه سال از اولین حضور در دانشگاه و هیئت میثاق با شهدا 
و حدود یک سال از توفیق اولین طراحی برای این دانشگاه میگذره...
حالا چرا اینارو گفتم ، امروز قرار بود زودتر برگردم خونه و ساعت 9 یا 10 خودمو برسونم خونه که مثل همیشه مراسم هیئت میثاق با شهدا رو زنده گوش کنم و ببینم ، اما باید پیش بچه ها میموندم و کار رو جمع میکردیم
.
الان که رسیدم متوجه شدم فایل ضبط شدش رو اینستاگرام گذاشتن و میشه نگاه کرد 
لذتی که الان هست اینه که با همین حال خسته وسطه اتاقه روی پشت بومت بشینی و از دیدن مراسم امشب لذت ببری
گرچه هنوزم افسوس بخوری که چرا اون حوالی نیستی و نمیتونی حضور فیزیکی داشته باشی
اما ما راضی بودن به شرایطی که خداوند واست به وجود آورده رو الحمدالله والحمدالله خیلی وقته یاد گرفتیم... 
فردا 19 اردیبهشت 1397، اینجا گرگان ، صدای جمهوری اسلامی ایران...
دو کلیپ ذیل ، با عشق ساخته شدن ، پشت صحنه هم ساخته شده که نمیدونم صلاح هست بزارم یا نه ، باید روش فکر کنم و شاید مشورت... 
https://www.aparat.com/v/NGduK


ما همچنان به انتظارت ایستاده ایم و نمینشینیم و خسته نمی شویم ، امامِ عشق ، امامِ  جان
متی ترانا و نراک ...




برچسب‌ها: نور 12 نمابشگاه راه روشن میثاق با شهدا امام زمان سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 23:05
درباره ما
سوره احزاب آیه 23 (ان شاء الله)
.
مطالبی که نوشته میشود برای به جا گذاشتن یادداشت هایی برای سال ها یا شاید قرن ها بعد می باشد .
سید حمیدرضا خاندوزی
جستجو
نظر سنجی
مطالب وبلاگ رو چطور ارزیابی می‌کنید؟





آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد نویسندگان:
تعداد کل مطالب:
آخرین بازدید:
آخرین بروز رسانی:
دیگر امکانات
پروفایل