بسم الله الرحمن الرحیم
.
دقیقا نوشته ی ذیل این مطلب عصر پنج شنبه نوشته شده بود و قرار بود منتشر بشه که به دلیل اختلالی که در کلیپ پیش اومد منتشر نشد ... تا اینکه ما دیشب به مراسم افطاری رفتیم و همه کسایی که دلمون واسشون تنگ شد بود رو دوباره دیدیم... همه چه خیلی خوب و عالی پیش میرفت ، بعد از افطار کم کم عزیزان وارد سالن برگزاری مراسم شدن ، کار ما هم دو تا شده بود هم عکاسی بود هم تنظیم صدا و تصویر برای نمایش روی ویدئو پروژکتور ... استرس کار زیاد بود و خب بازم الحمدالله مراسم به نحو احسن برگذار شد و در پایان با مداحی برادر مهدی مختاری به پایان رسید ، من اصلا با مسائلی که تا اینجا گفتم کاری ندارم : ))
که شاید بعدا تصویر ها یا شاید حتی کلیپشو دیدید اگر این فشار کارها و پروژه ها به آدم اَمون بدن...
داستان من از جایی شروع میشه که ظاهرا خیل عظیمی از خادمین قصد سوپرایز کردن بنده رو داشتن ، و ما هم بی خبر از همه جا 
و به بهانه اینکه این بستنی هارو ببر داخل سالن واسه بچه های خودمونه ، از خداحافظی با مهمان ها دست میکشیم و برمیگردیم تو سالن و یه عده ی زیادی خانوم و آقا رو میبینیم که نشستن و هنوز از روی صندلی هاشون بلند نشدن برن و یا اینکه جلوی در سالن تجمع کردن ;/
بنده هم خیلی خوشحال از سوژه های پشت صحنه مراسم در حال عکاسی هستم ، که ناگهان احمد جانِ عزیز با کیک تولد وارد سالن میشن و همه شروع میکنن یه دست و جیغ و هورا ... 
من واقعا چند  لحظه مبهوت بودم و نمیدونستم باید چیکار کنم... و باز هم واقعا نمیدونستم باید چیکار کنم ... به خودم اومدم دیدم دوربینم دست یه عزیز دیگست داره ازم فیلم میگیره ، علاوه بر اون دو عدد دوربین دیگه و موبایل های متعدد در حال فیلم گرفتن از بنده بود... فیلمی که ذیل این مطلب میبینید از دقایقی بعد از سوپرایز شدن بنده هست ... با دوربین خودم
داستان واسه زمانیه که من سه هفته قبل به مناسبت تولد احمد عزیز واسشون هدیه ناقابلی گرفته بودم و حتی مطلبی هم اینجا گذاشته بودم و ایشون هم نظراتی پر از لطف برای بنده گذاشته بودن که میتونید در مطالب قبل مشاهده کنید 
ما تو یک جمع خیلی کوچیکتر این کار رو کردیم اما ایشون در ابعاد به مراتب بزرگتر به ما تبریک گفتن و جواب مارو دادن
فقط چیزی که واسه من سوال شده اینه که این همه انسانِ خوب و با معرفت رو خدا چرا و به چه دلیل نصیب من کرده 
چرا شما ها اینقدر خوبین ؟ چرا اینقققدر دوست داشتنی هستین ؟ من الان چطور میتونم این همه حال خوبی که دادین 
و این همه لطفتونو جبران کنم ؟  دعا میکنم به حق این ماه زیبای خدا، به حق جمعه های دوست داشتنیش ، یه روزی خدا همینطوری که دل مارو شاد کردید دلتونو شاد کنن ، از تک تک خواهر ها و برادرهای سهیم تو این شادی نهایت تشکر رو میکنم ، مخصوصا از احمد عزیز
شاید در نوشته و متن مثل خیلی وقت های دیگه نتونم شرح بنویسم فقط در همین حد بگم دیشب از معدود شب هایی بود که به معنای واقعی تو این بیست و پنج سال عمری که از خدا گرفتیم لذت بردیم ، چون  این حجم از تبریکات در یک لحظه و ساعت بدون آمادگی و اطلاع قبلی مثل یه تولد دوباره میمونه واسه آدم...
شاید بخونید شاید هم نخونید ، همتون دوست داشتنی هستید ، اما بعضیاتونو فراتر از چیزی که فکر کنید دوستون دارم...
.
کریم اهل بیت ، لایق دونستن و روز تولدشون سهمی هم از این شادی ها به ما دادن...
پی نوشت ها 
1.باز هم از تمامی خواهران و برادرانِ شریک در این شادی تشکر میکنم و آرزوی بهترین اتفاقات رو دارم ، ان شاءالله با ظهور آقا این شادی ها پایدار و همیشگی باشه ، و یه روزی بیاد که تو بهشت خدا با هم شاد باشیم و بگیم و لبخند بزنیم
2.مراسم ما کانون طه بود و سالنی که مشاهده میکنید برای همین مکان هست
3. تو مطلب قبلی هم گفتم ،هرسال نمیخوام هیچ نشونی از تولد باشه ، اما لطف شما نمیزاره... 
4. چرا بعضیا اینقدرخوبن ؟ 
5. سید حمیدرضا خاندوزی هستم ، متولد 7 خرداد 1372 ،  25 ساله از گرگان دوست داشتنیه عزیزه زیبا  ... بقیشم اگر خواستید بدونید بیاید اول با هم دوست بشیم ببینم میتونم بگم یا نه : )))
6. مطلب قبلی رو بخونید ، سابقه نداشت در کمتر از 24 ساعت دو تا مطلب بزارم ...
7. هفت نداریم همچنان ، چون خیلی خاصه باید یه روزی با جملات خاص پر بشه ;/
8. اگر به فیلم دوربین دوستان دسترسی پیدا کنم حتما لحظات ابتدایی سوپرایز شدن هم هست که اونارو هم میزارم بعدا
9. دعامون کنید ، که من با زبان شما گناهی نکردم...
10. مطلب قبلی رو یادتون ببینید، همینطور کلیپو ، ممنونم
 متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان 
میدونم روز تولدم دعام کردی مهربان تر از پدر و مادرم... همین کافیه...




برچسب‌ها: تولد خرداد خادمی نمایشگاه سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
جمعه 11 خرداد 1397 04:16
...
بسم الله الرحمن الرحیم
.
خرداد دوست داشتنی از راه رسید ، خرداد پر از حادثه ، پر از فراز و فرود پر از زیبایی... 
خردادی که همیشه فصل امتحاناته یا جام جهانی فوتبال ، یا انتخابات ریاست جمهوری یا هزار حادثه ی دیگه ، که چند سال قبل و بعد هم ماه رمضون رو باهاش داریم و شب های قدر ، خلاصه میشه تشبیهش کرد به آدمی که صبح تا  شب سرش شلوغه ، خیلی کار داره، باید به کاراش برسه ، با کار کس دیگه هم کار نداره ، تموم که میشه یهو همه اتفاقات هم باهاش تموم میشن ، تب و تاب ها میخوابه ... 
همیشه همینطوری بوده ... 
فیلم ذیل خصوصیات خردادی های عزیز رو ذکر میکنه ، شاید شما بگید خرافات ، یا خیلی دلایل دیگه که قبول نداشته باشید این خصوصیات مشترکه کساییه  که تو هر ماه از هر سال به دنیا میان رو ؛ اما من میگم این یکی از اون بیست و پنج قسمت از علم هست که بعده ظهور آقا به کمال میرسه و کشف میشه و قطعا ماه تولد چه قمری و چه شمسی و حتی روز  و ساعت به دنیا اومدن در خصوصیات و اخلاقیات انسان ها بی تاثیر نیست ... 
نکاتی که تو این فیلم میشنوید نه اینکه چون بنده هم خرداد به دنیا اومدم اما برای بنده که حدود ده نفر خردادی رو به طور جدی میشناسم  به شدت صدق میکنه و کاملا درسته... از دوست عزیزی که این فیلم رو فرستادن هم به شدت تشکر میکنم

 


فیلم دومی هم که مشاهده میکنید حاصل nاُمین بار رفتن به سینما و دیدن فیلم بسیار زیبای لاتاری هست که با یک دوست عزیز و عزیز و عزیز رفتیم و دیدیم منتهی سینمای خوشگل شهرمون دیگه از رو پردشت برداشته بود و ما سینما رسالت رفتیم که کیفیت صدا و تصویر بسیار متفاوت بود و همینطور قیمت بلیط ، بگذریم ... 
بالاخره بنده موفق شدم این سکانس که به نظرم زیباترین سکانس فیلم هست و حتی از آهنگ خود روزبه بهمانی اگر بهشون برنخوره زیباتره رو از روی پرده فیلم بگیرم و اینجا بزارم ، البته فیلم قسمت های زیبای دیگه هم بسیار داره که ان شاءالله زودتر به فروشگاه خانگی بیاد و عزیزانی که نرفتن و ندیدن  هم بتونن ببینن... اتفاقا امشب جلسه بودیم یکی از دوستان آهنگ زنگشون این بود که مورد استقبال واقع شد ، فیلم در حد عالی و فراتر از عالی هست ، تا وسطش که دوستان مخالف عقاید ما وقتی ساعد سهیلی میگه شما کشور خودتونو ول کردید رفتید دنیا رو نجات بدید ، خیلی خوشحالن و بعضا بلند میگن آفرین احسنت ، عجب دیالوگی ، بعد که سکانس پایانی فیلم میشه ، همون آدم که نماد یک فرد اطلاعاتی هست ، همون از همه با غیرت تر و نترس تر و کاربلد تر هست ... اما خب دیگه ، بازم یه عده به معنای واقعی کلمه نفهم تشریف دارن ، و یا خودشونو میزنن به نفهمی و لج کردن با خودشون ...


صوت زیبای زیر هم امروز به دستمون رسید ، البته عزیزانی که در کانال آقای پناهیان در شبکه اجتماعی های مختلف عضو هستن حتما شنیدن این صوت رو... چون یک قسمتش در مورد عکاسی هست احساس میکنم مربوط به بنده و حرفه ی بنده میشه که میزارم اینجا و همینطور تلنگری هست به ما بچه مذهبیا... اگر بچه مذهبی ای میشناسید که صرفا ادعای دین و دیانتش میشه واسش بفرستید...

فیلم ذیل که فیلم سومی هست که میزارم هم حدیثی از امام صادق هست که بارها و بارها شنیدیم اما تکرارش خالی از لطف نیست، 
با خودمم خوده خودم ، خوبه ؟  با خودمم دیگه : ))



خب دیگه عرضی نیست ، ممنون از اینکه وقت میزارید و مطالب وبلاگ رو میبینید ، و همینطور ممنون از دوستانی که غلط املایی هارو در نظرات به صورت خصوصی ارسال میکنند واقعا ممنونم ، ببخشید دیگه فرصت نمیکنم دوباره مطالب رو بخونم...
سه طرح زیر که دوتاشو که قبلا باید در صفحه اینستاگرام بنده دیده باشید اگر بنده رو دنبال میکردید که از روی آهنگ همون  فیلم لاتاری و شعر روزبه بهمانی زده شده ، و طرح سوم هم که واضحه دیگه ، بازم با خودمم ، دیگه چجوری بگم با خودمم ؟ : )) 
دوستانی هم که نظر گذاشتن و گفتن برگرد اینستا و همونطوری که خودت صلاح میدونی و تو مطلبت گفتی (مطلب قبل) فعالیت داشته باش ، بسیار ممنونم ، چشم باید فکر کنم ، اما از نظراتتون ممنونم اگر توضیح یا نظر دیگه ای هست باز هم میخونم و استفاده میکنم
.
دعامون کنید تو این شب ها ، تو نماز شباتون ، بعده نمازاتون ، هر موقع دلتون شکست ... که من با زبان شما گناهی نکردم...
ما هم دعا میکنیم آقا دعاگوتون باشه ، که دعای امام عزیز کجا و این سرتا پا گنه کاره پر از عیب کجا... 
متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان... 










سه شنبه 1 خرداد 1397 00:13
بسم الله الرحمن الرحیم
.
رعد و برق ، جلوه ای با صلابت ودر عین حال زیبا از قدرت خدا... 
شاید به نظر بنده اما، صدا و صوتی که یکی از زیباترین هاست ....
روزه نمازها قبول...
از قدس چه خبر ؟!
روزه های روز های آینده ی ما ارزشش بیشتر است یا روزه های مردم به خاک و خون کشیده شده فلسطین؟
مایی که نان و آبمان سرجایش هست و کیفمان کوک، یا آن هایی که با زبان روزه در شام و عراق و فلسطین میجنگندو داغ میبینند و با آه افطار میکنند .
میگویند عید است از درد و بلا و سختی نگو ، عید ، چه عیدی ؟  از حال روز امامت خبر داری ؟  کجا و چگونه صبحش را به شب میرساند ؟ با دل خوش و قلبی شاد و  چشمانی بدون اشک ؟  اگر اینطور فکر میکنید پس جشن بگیرید ،آذین ببندید ، بگویید و بخندید و شاد باشید ، اصلن دیگر چرا بیاید ؟ امام عصر را میگویم، حال همه ی ما خوب است... 
.
ماه زیبا و دوست داشتنی خدا رسید، وقتی میگیم ماه دوست داشتنی خدا یعنی اینقدر باید خدارو دوست داشته باشی که هرآنچه که از نظر اون زیباست از نظر تو هم زیبا باشه ... به این میگن عشق ، مصداق زمینی هم واسش خیلی میتونی پیدا کنی ، مثل چیزهایی که عزیزترین فردت روی زمین اونهارو دوست داره و تو هم بخاطر اون فرد به اونها علاقه داری
.
صفت های خدارو توی همین زندگی روزمرمون خیلی و به شدت زیاد میشه پیدا کرد... 
مثلا دیدید وقتی که یکی نماز نمیخونه روزه نمیگیره هزار غلط هم انجام میده زندگیم میکنه بی دغدغه ، خب بله طبیعیه خدا علاوه بر اینکه اونو رهاش کرده ، واسش راه رسیدن به لذت هایی که میخواد تو همین دنیا بچشه رو فراهم میکنه...
اما بعضیا که دین و ایمان واسشون اصل زندگیه تا یه نمازشون قضا میشه و یا خطای کوچیکی ازشون سر میزنه، به سرعت
و شاید خیلی هم شدید تنبیه میشن ... خب بازم طبیعیه ، عشقِ خداست دیگه از عاشقش انتظار نداره خطایی سر بزنه 
و گوششو میپیچونه تا ادب بشه ... و وای به حال اونایی که روزهای آخر عمرشون خطایی میکنن که باعث میشن صال ها عبادتشون از بین بره... اون جا دیگه تنبیهی نیست ، اونجا عشق خدا میشه نفرت ، اونجا زدی همه چیو خراب کردی ،راه برگشتم نداری ، چرا ؟ چون بعد از اینهمه دلبری از خدا زدی حالشو گرفتی بدم حالشو گرفتی...
تو زندگی ماها هم خیلی از این عشق ها ب نفرت تبدیل میشه ، البته واسه ما خیلی زودتر اتفاق میوفته ، چون ما که صبر خدارو نداریم ، اما واقعا از بعضی افراد انتظار یه سری کارهارو نداریم ...
.
نوشته هایی هست که خودش میاد و اصلن با هدف و برنامه ریزی قبلی نوشته نمیشن...
مثلا وقتی از اتاق رو پشت بومت صدای بارون خوردن به حلب و رعد و برق زیبای خدا میاد و یه نسیم ملایمی که میاد و میره ، یا باید بنویسی ، یا شعر بسرایی ، یا طراحی انجام بدی ... و کلا از کارهای روزمرت بیای بیرون ... 
.
شب اولِ ماه دوست داشتنی خداست ، ببخشید ، همه رو ، از غیبت کنندگان پشت سرتون که نمیشناسیدشون...
تا تحقیر کنندگان و مسخره کنندگانی که شاید جلوی روتون حرف هایی رو زدن یا بهتون رسیده !
ببخشید و بگذرید ، که این نیز بگذرد... 
.
ماه رمضانتون مبارک، و همینطور اعیادتون ، ببخشید اگر اوایل نوشته کامتون تلخ شد، ما نه افسرده ایم یا به قول بعضی عزیزان دپرسیم ، نه هیچ چیز دیگه ، میایم میشینیم پشت این لپ تاپ بسم الله میگیم ، دیگه بقیه حرفا خودش میاد
الان پشت صحنه نمایشگاه رو هم واستون میزارم که ببینید و یه لبخندی رو لبتون بیاد و جبران کنیم 
البته بنده بیشتر صدام هست تو فیلم جز یه قسمت !  روزهای بسیار خوبی بود، بالای پنج هزار عکس و فیلم گرفته شد 
که از این تعداد چند تایی رو هم جدا کردیم و شما میتونید با کلیپ روی قسمت عکاسی و نمونه کار تعدادی از تصاویر که صرفا از جهت زیبا بودن تصویر گذاشته شده رو ببینید ، خیلی از اون ها هم  میتونن حدیث تصویری بشن که ان شاءالله به زودی گذاشته میشن ...  تا وقتی سایتی به نام لنزور هست اینستاگرام چرا؟ نیاز به دیده شدن داری؟  باید راجع به تو کارات نظر بدن؟ دوست داری عکسایی که میگیریو ببینن ازت تعریف کنن ؟ یا مطالبی که میزاریو ببین با خلقیاتت اشنا بشن ؟ یا استوری میزاری که کارهای روزانتو بقیه ببینن ؟ همه این پرسشارو اول از خودت بکن بعد یه که چی، آخر همشون بزار... درگیر این خواسته های صرفا نفسانیتون نشید .... اینستاگرام برای تبلیغ خوبه ، برای گزارش کار خوبه ، برای دنبال کردن بعضی صفحات و استفاده از اونا خوبه ، برای جواب دادن بعضی شبهات ، یا نظر دادن ذیل بعضی مطالب خوبه ، اما نه این موردایی که بالا گفتم ، که آدم کل زندگیشو و زندگی روزمرشو بزاره و مطلب میزاره که دیده بشه و خوشحاله از این که الان جلو چند تا بنده خدا مشهور شده ... آفرین احسنت ، تو خوبی ، تو آقایی ، تو خانومی
خدا کجای زندگیته ؟  هوای نگاه امام زمانم داشته باش که هر لحظه داره میبینتت ...  همین .
.
رسما مارو هم کشتید که اینقدرر پرسیدید چرا تو اینستاگرام بصیر مدیا رو تغییر دادیم به سید حمیدرضا 
جوابش به همین سادگیه ، تلگرام فیلتر شد و بنده برای ارتباطاتی که داشتم از دوستانه تا کاری، باید ای دیمو تغییر میدادم که وقتی ارتباط میگیرم بشناسن مارو. حالا این وسط قرار بود و قول داده بودیم عزیزانی رو هم با ایدی اصلی دنبال نکنیم ، که به همین دلیل بلاک آنبلاک شدن و ساعاتی بعد بنده بلاک شدم  : )) 
بله بسیار ممنونم ، بسیار متشکرم از حُسن برخورد شما ، و احترامی که قائلید ، کلا زیاد احترام دیدیم ما از دوستان !
بگذریم...
حالا هم که جایگزین داریم و گفتم بنده در پیام رسان بله هستم ، دیگه نیازی به اینستا ندارم و حذف کردم
خب شُبهتون رفع شد؟ یک بار دیگه تو نظرات ببینم ، مثل همین فیلم پشته صحنه نمایشگاه سر از بدنتون جدا میکنم : ))
یا مثل لگدی که تو فیلم زده میشه نثار جسم و روحتون میشه ، نبببیییینماااا ، دیگه نبیینممم از اینستا حرف بزنیداااا : ))
فیلمو ببینید و بعدهم تصاویری که در قسمت عکاسی و نمونه کار گذاشته شده 

دعا دعا دعا یادتون نره 
مخصوصا واسه اِمام زمانمون... 
متی ترانا و نراک ...







برچسب‌ها: رمضان باران رعد و برق امام زمان نمایشگاه سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 17:04
...
بسم الله الرحمن الرحیم
.
فیلم یا کلیپِ مستند گونه‌ی زیر برای اسفند و فروردین سال 95 هست ، وقتی که شهدای فکه بنده رو برای خادمی پذیرفتن ، که در وصف و توضیحات اون زمان ، قبلا نوشته شده ، چه درمطالب خصوصی و چه عمومی 
اون موقعی که فیلم میگرفتم برای به جا موندن خاطره بود و اصلا قصد و نیت ساختن یک کلیپ رو به شکل مستند گونه اونم پنجاه دقیقه ای اصلا نداشتم ، و تجربه‌ی بنده در زمینه‌ی ساخت مستند و ویرایش فیلم بسیار کم بود ، به همین دلیل پیشاپیش عرض میکنم که خیلی از موارد مثل کیفیت صدا و تصویر در حد مطلوبی نیستن ، در حال حاضر هم فقط خواستم پشت صحنه خادمی راهیان نور رو برای شما به تصویر بکشم ، همینطور قسمت هایی از اصل کار رو ، وظیفه‌ی ما تهیه ی عکس بود اون زمان ، و یه سری کارهای دیگه مثل نظافت کانال ، حسینیه و مسائلی از این دست ... 

کلیپ حدود پنجاه دقیقست و سعی شده به صورت موازی پشت صحنه و روزهای فکه به نمایش گذاشته بشن ، ان شا الله که لبخند به لبان شما دوستان عزیز آورده شود ، ما خودمون هم کم و بیش صدا و تصویرمون تو کلیپ هست سربند سبزمون که فقط ما میدونیمو خدا که چه داستانی داشت روی سرمون معلومه ، ترجیحا با هدفون گوش بدید که لحظاتی که باد شدت میگیره و یا صدا ضعیف هست ، همه رو متوجه بشید و حس کنید... 
باقیه صحبت ها رو  بعده کلیپ میزارم ، که دو بخش هستن ... 



خب ان شا الله از  کلیپ لذت برده باشید ، خیلی از قسمت ها نبود ، همونطور که قبلا عرض کردم ، اصلا قصد و نیت ساختن همچین کلیپی نداشتیم وگرنه میتونست خیلی بهتر باشه ، حسین آقامیری حسن آقا میری نیست !
دعای سفره رو یاد گرفتین ؟!  : ))
لهجه های مختلف رو متوجه شدید ؟ 

لازمه عرض کنم بازیگوشی های بچه هارو به حساب خام بودن اون ها نزارید ، به نظر بنده کسی که اینطوری نباشه با دوستانش و رفقا در واقع مُرده‌ی متحرکی هست که فقط داره راه میره روی زمین ... 
همه در قسمت های خودشون به بهترین نحو کار کردن و تخصص داشتن ، همه ی اون بندگان خدا رو شهدا طلبیده بودن...
ان شا الله یه روزی برسه که هجرت هیچکدوم از این بچه ها جز با شهادت نباشه .

میخوام در مورد قسمتی از وصیت نامه محسن جانِ حججی صحبت کنم یه چند جمله ای هم اگر محسن جان ناراحت نمیشن به صحبتاشون اضافه کنم ... 
بعضی وقتا دل کندن از یک سری چیزهای خوب باعث میشه یک سری چیزهای بهتری رو به دست بیاری

 همسر و فرزندش رو که عزیزترین های زندگیش بودن ، از اینا دل کند ، راست میگه محسن ، باید دل کند ، از خیلی چیزا ، حتی از اونایی که سال ها با عشق باهاشون زندگی کردی ...

1. من میگم گاهی وقتا هم باید از چیزایی دل کند که حتی بهترشو هم به دست نیاری ؛ اینجا باید یک جمله  گفت به خدا ، باید گفت چشم ، من راضیم به هر آنچه که شما برای ما بخواید...

باید راضی بود از ریز ریزه زندگیت تا بزرگترینش 
خودت رو برای رسیدن به اون هدفت که باید تو مسیر خدایی باشه به آب و آتیش بزن اما اگر نشد ، راضی باش ، ذره ای از ایمانت کم نشه ، توکلتو داشته باش ، یقین داشته باش خدا صلاحتو از خودت بهتر میدونه 

طلا از نقره ارزشمند تره اما ممکنه تو با نقره زیباتر بشی نه با طلا ...

 میخواین مثال خنده دار و ملموس تر بزنم ؟ بینی عمل کرده و به اصطلاح زیبا شده هم کلی خرجش شده ، اگر فقط و فقط به تنهایی بینی دیده بشه خیلی زیباتره اما همون بینی به خیلیا نمیاد ، ممکنه با  بینی برجسته و هزار شکل دیگه صورت تو  زیباتر بشه ... 
غم نخور ، و غم نخوریم ، که خدا صلاحمونو بهتر میدونه ، یادت باشه همیشه اینطور نیست که از چیزهای خوب دل بکنی تا چیزهای بهتری به دست میاری 

2.گاهی اوقات هم این تو نیستی که دل میکنی ، خوده خدا نمیزاره اصلا به چیزهای خوب برسی تا چیزهای بهتری بهت بده! داره امتحانت میکنه ، ببینه چی میگی ، میگی راضیم به رضای خودت ؟ یا نه ، میشینی شِکوه میکنی و غُر میزنی؟ اما اگر از ته دلت راضی بودی به رضایتش اینجا میشی حجت ، حجت برای خیلیا ، هم این دنیا و هم روز وعده داده شده ... 

بگذریم احتمالات زیاده ، فقط وفقط باید از غیر خودش دل کند ، و راضی بود به رضایتش  ... مگه شک دارید که میبیندتون ؟ میدونه که داره چیکار میکنه ، پس آروم باش ، آروم باش که قبل از قیام قیامت ، ظهوری هست ، و دورانی که همه ی عقل ها کامل خواهند شد روزی که دیگه شاید این حرف های من از مبتدی هم مبتدی تر خواهد بود ، روزی که امام زمانتون رو میبیند و انگشت به دهان میمونید از اتفاق هایی که واستون افتاده و تلخ بوده و شاید بی اهمیت اما حکمت بزرگی توش بوده و ما نمیدونستیم ...

و کاش میدونستم این هشت نفر از نیروهای مرزبانی ناجا که امروز توی درگیری شهید شدن چیکار کرده بودن تو  زندگیشون که خدا این توفیق رو نصیبشون کرد ، ای جانم ، مرگ از این زیباتر ؟ مرزبانی ، سربازی ، گمنامی ... 

درِ باغ شهادت باز است از هزاران کیلومتر آنطرف تر تا همین نزدیکی ها ، دعا کنید واسمون که غیر از شهادت نوع دیگری هجرتمون نباشه .

ما هم رفتنی هستیم ، ما هم از خیلی چیزا دل کندیم ، ان شا الله خدا لطفی هم به ما کنه مثل همه ی شهدا از ابتدای خلقت تا حال ، هم چیزای خوب بهمون بده و هم چیزای بهتر رو ، هیچکدوم رو هم نداد هیچ اشکالی نیست ،آدم روی حرف عشق که حرف نمیزنه ، فقط میگه چشم ، سرشو هم میندازه پایین ... 

ما راضی هستیم  و لحظه شماری میکنیم برای روزی که ان شا الله در بهشت ، سلام وعده داده ی خودش در قرآن رو نه با گوش سَر که با جان بشنویم ... عاشقِ خدا باشید به معنای واقعی ، نه صرفا شعار ، اگر این چند صباحی که اینجا هستیم با خدا عشق بازی کردید تا ابدیت این عشق بازی ادامه خواهد داشت ، هرچقدر از این خلوص کمتر کنید ، در ابدیت هم تاثیر خواهد داشت بهشت بی نهایت هست اما قطعا طبقات متفاوتی خواهد داشت با نعمت های متفاوت پس جز برای رسیدن به نهایت آنها که وصال خداوند تعالی هست زندگی نکنید ...

 هر شب غَمَم به فراقِ شما ختم می‌شود
مانند اَربعین که به راهِ شما ختم می‌شود

کِی چشمانمان به راهِ شما ختم می‌شود ؟
کِی اشک‌هایمان به بارانِ شما ختم می‌شود ؟

کِی می‌رسد موسمِ وصلِ دیدارِ شما ؟
کِی می‌رسد یومِ الوقتِ معلومِ شما ؟

کِی تا کنون حالِ مَرا اینطور دیده‌ای ؟
کِی اینچنین جانُ دِلی یه یَغما بُرده ای ؟

متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان ...

 شعر از بندست ، لطفا در صورت کپی یا نشر اون با اسم و سند بزارید که چند سال دیگه نگن اینو کوروش گفته !
در امانِ خدا باشید .

در عشق اگرچه منزل آخر شهادت است ///  تکلیف اول است ، شهیدانه زیستن



برچسب‌ها: راهیان نور عشق الله امام زمان سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی شهادت
شنبه 13 آبان 1396 01:13
بسم الله الرحمن الرحیم 
فکر نمیکنم عنوان از ریز تا درشت برای این مطلب خوب باشه ... 
اما برای اندازه ی کارها مناسبه !
الان بیست و چهار ساعتی هست که من و لپ تاپ صمیمی تر از قبل شدیم ! از طرح های متفرقه  
تا موکب بین المللی هیئت میثاق با شهدا در مسیر پیاده روی اربعین ... 
فقط از خدا و امام زمان ممنونم که این توفیقات رو نصیب بنده می‌کنن که اگر نشد و نتونستم برم ، مثل همیشه شدیم عوامل پشت صحنه ، عاشق این کارایی هستم که فقط من میدونمو خدا و امام زمان ...
البته الان شما خواننده عزیز هم میدونی ، مثل همون ادیت کلیپ دکتر طناز بحری که گذاشتیم تو آپارات و بالای دو هزار نفر فقط اونجا دیده شد ، همون کلیپ رو کانال روشنگری لوگوی خودشو زد روش و گذاشت تو کانالش تا الان صدو خورده ای هزار نفر دیدن ، امروز هم در کمال ناباوری وبسایتی که خبرگذاری هم هست کلا زده لوگومونو حذف کرده اما همون شیش دقیقه‌ی اِدیت من رو گذاشته با همون حدیث تصویری اونجارو دیگه نمیدونم چند نفر ببینن ...
همین پشت صحنه بودن رو دوست دارم ، یا به عبارتی گمنامی رو ، یادمه اون روزی که از هیئت میثاق گفتن این تراکت وصیت نامه رو که طراحی کردید سیاه سفیدش کنید میخوایم ده هزارتا بزنیم چقدر خوشحال بودم ...
همیشه همینطوری آرزوم بوده و از خدا و امام زمان خواستم و دقیقا همینو هم بهم دادن 
خدا میدونه اون طرح های وصیت نامه هارو چند نفر دیدن و خوندن 
و الان هم خدا میدونه این طرح های موکب میثاق با شهدا رو چند ملیون نفر میبینن و به دردشون میخوره ، میگم به دردشون میخوره چون باید برید پایین طرح رو  ببینید ... اصولا علاقه ندارم طرحامو بزارم ولی ایندفه گذاشتم 
خدا و امام زمان رو شاکرم بابت این توفیقی که نصیبمون کردن ، 
اربعینیا رفتید مارو یادتون نره ، ما اینجا موندنی شدیم ، نگمهون داشتن که این کارارو انجام بدیم 
فقط سلام مارو  برسونید ، همین ، چیز زیادی نمیخوایم ... 
رفتید اونجا عمود 728 که هیئت میثاقه اگر تونستید عکس بگیرید واسه ما بفرستید ، باور کنید خیلی خوشحال میشیم
اینم شیش هفتا عکس از 10 یازده تا طرح های امروز که واستون میزارم 
فقط تاکید میکنم طراح باید مطابق سلیقه ی سفارش دهنده طرح بزنه نه سلیقه ی خودش ، ما طرح کلی رو میزنیم ممکنه بگن از اول بزن ... اینا چه خوب و چه بد صد در صد سلیقه ی بنده نیست ، پس نمیشه قضاوت کنید سلیقه‌ی بنده خوبه یا بد ، شما هم قضاوت نکنید !
طرح ها از لوگو هست و برگه آ4 ، تا بَنِر دو سه متری ...


بنا به دلایلی طرح ها حذف شدن ، ان شاء الله که از نگاه امام زمان راضی کننده باشند .








برچسب‌ها: میثاق با شهدا موکب 728 دانشگاه امام صادق سه شنیبه های مهدوی گرگان اربعین سید حمیدرضا
یکشنبه 7 آبان 1396 19:00
بسم الله الرحمن الرحیم
.
حدیث تصویری امروز طراحی شد ، ولی از طفولیت رنگ آبی رو  بیشتر دوست داشتم  : ))
اما معنویت سه چهارتا از بازیکنای پرسپولیس تو این دوره مثال زدنیه ... 
همین ، شب و روزتون بخیر باشه ... تعصب بیجا نداشته باشیم ، نه اینجافقط ، از مسائل سیاسی تا همین فوتبال ، منطقی باشیم ، حرف مرد هم یکی نیست ، ممکنه اشتباه کرده باشه ، بعدا نمیتونه بگه ببخشید ؟!
این تعصب ها و  لجاجت ها هر جا تو تاریخ میخونیم کار دستمون داده ، واسه همینه در روایات و احادیث داریم کسی که تعصب و لجاجت بی جا داشته باشه با افراد جاهلیت برانگیخته میشه ... 
اوقات به خیر و به سلامت
متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان ... 


دست نوشته محمد انصاری بازیکن پرسپولیس در مورد ورزش
از سخنان شهید ابراهیم هادی 





برچسب‌ها: حدیث تصویری دربی شهید ابراهیم هادی سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی تعصب استقلال پرپسولیس
پنجشنبه 4 آبان 1396 10:44
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




سه شنبه 2 آبان 1396 21:20
درباره ما
سوره احزاب آیه 23 (ان شاء الله)
.
مطالبی که نوشته میشود برای به جا گذاشتن یادداشت هایی برای سال ها یا شاید قرن ها بعد می باشد .
سید حمیدرضا خاندوزی
جستجو
نظر سنجی
مطالب وبلاگ رو چطور ارزیابی می‌کنید؟





آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد نویسندگان:
تعداد کل مطالب:
آخرین بازدید:
آخرین بروز رسانی:
دیگر امکانات
. . . .
پروفایل