تبلیغات
سید حمیدرضا - مطالب ابر تولد
بسم الله الرحمن الرحیم
.
با حساب قمری و به تاریخ  ششم ذی الحجه 1439 
26 ساله شدیم و وارد 27 سالگی 
معمولا هیچکس، هیچ وقت یادش نمیمونه ، و لذتش به اینه که در آغوش گرفتنت و دعای خیر کردن، هدیه دادن و  تبریک گفتن این شب و روز رو فقط خدا و امام زمانمون انجام میدن... ان شاءالله 
.
مثل داغ وقتی تازه می شود
مثل صبر وقتی لبریز می شود
مثل جان وقتی به لب می رسد
مثل من وقتی به انتظارت پیر میشوم
به پایان آید این دفتر اگر آیی...
متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان...



برچسب‌ها: تولد تولد قمری انتظار سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
شنبه 27 مرداد 1397 03:27
بسم الله الرحمن الرحیم
.
دقیقا نوشته ی ذیل این مطلب عصر پنج شنبه نوشته شده بود و قرار بود منتشر بشه که به دلیل اختلالی که در کلیپ پیش اومد منتشر نشد ... تا اینکه ما دیشب به مراسم افطاری رفتیم و همه کسایی که دلمون واسشون تنگ شد بود رو دوباره دیدیم... همه چه خیلی خوب و عالی پیش میرفت ، بعد از افطار کم کم عزیزان وارد سالن برگزاری مراسم شدن ، کار ما هم دو تا شده بود هم عکاسی بود هم تنظیم صدا و تصویر برای نمایش روی ویدئو پروژکتور ... استرس کار زیاد بود و خب بازم الحمدالله مراسم به نحو احسن برگذار شد و در پایان با مداحی برادر مهدی مختاری به پایان رسید ، من اصلا با مسائلی که تا اینجا گفتم کاری ندارم : ))
که شاید بعدا تصویر ها یا شاید حتی کلیپشو دیدید اگر این فشار کارها و پروژه ها به آدم اَمون بدن...
داستان من از جایی شروع میشه که ظاهرا خیل عظیمی از خادمین قصد سوپرایز کردن بنده رو داشتن ، و ما هم بی خبر از همه جا 
و به بهانه اینکه این بستنی هارو ببر داخل سالن واسه بچه های خودمونه ، از خداحافظی با مهمان ها دست میکشیم و برمیگردیم تو سالن و یه عده ی زیادی خانوم و آقا رو میبینیم که نشستن و هنوز از روی صندلی هاشون بلند نشدن برن و یا اینکه جلوی در سالن تجمع کردن ;/
بنده هم خیلی خوشحال از سوژه های پشت صحنه مراسم در حال عکاسی هستم ، که ناگهان احمد جانِ عزیز با کیک تولد وارد سالن میشن و همه شروع میکنن یه دست و جیغ و هورا ... 
من واقعا چند  لحظه مبهوت بودم و نمیدونستم باید چیکار کنم... و باز هم واقعا نمیدونستم باید چیکار کنم ... به خودم اومدم دیدم دوربینم دست یه عزیز دیگست داره ازم فیلم میگیره ، علاوه بر اون دو عدد دوربین دیگه و موبایل های متعدد در حال فیلم گرفتن از بنده بود... فیلمی که ذیل این مطلب میبینید از دقایقی بعد از سوپرایز شدن بنده هست ... با دوربین خودم
داستان واسه زمانیه که من سه هفته قبل به مناسبت تولد احمد عزیز واسشون هدیه ناقابلی گرفته بودم و حتی مطلبی هم اینجا گذاشته بودم و ایشون هم نظراتی پر از لطف برای بنده گذاشته بودن که میتونید در مطالب قبل مشاهده کنید 
ما تو یک جمع خیلی کوچیکتر این کار رو کردیم اما ایشون در ابعاد به مراتب بزرگتر به ما تبریک گفتن و جواب مارو دادن
فقط چیزی که واسه من سوال شده اینه که این همه انسانِ خوب و با معرفت رو خدا چرا و به چه دلیل نصیب من کرده 
چرا شما ها اینقدر خوبین ؟ چرا اینقققدر دوست داشتنی هستین ؟ من الان چطور میتونم این همه حال خوبی که دادین 
و این همه لطفتونو جبران کنم ؟  دعا میکنم به حق این ماه زیبای خدا، به حق جمعه های دوست داشتنیش ، یه روزی خدا همینطوری که دل مارو شاد کردید دلتونو شاد کنن ، از تک تک خواهر ها و برادرهای سهیم تو این شادی نهایت تشکر رو میکنم ، مخصوصا از احمد عزیز
شاید در نوشته و متن مثل خیلی وقت های دیگه نتونم شرح بنویسم فقط در همین حد بگم دیشب از معدود شب هایی بود که به معنای واقعی تو این بیست و پنج سال عمری که از خدا گرفتیم لذت بردیم ، چون  این حجم از تبریکات در یک لحظه و ساعت بدون آمادگی و اطلاع قبلی مثل یه تولد دوباره میمونه واسه آدم...
شاید بخونید شاید هم نخونید ، همتون دوست داشتنی هستید ، اما بعضیاتونو فراتر از چیزی که فکر کنید دوستون دارم...
.
کریم اهل بیت ، لایق دونستن و روز تولدشون سهمی هم از این شادی ها به ما دادن...
پی نوشت ها 
1.باز هم از تمامی خواهران و برادرانِ شریک در این شادی تشکر میکنم و آرزوی بهترین اتفاقات رو دارم ، ان شاءالله با ظهور آقا این شادی ها پایدار و همیشگی باشه ، و یه روزی بیاد که تو بهشت خدا با هم شاد باشیم و بگیم و لبخند بزنیم
2.مراسم ما کانون طه بود و سالنی که مشاهده میکنید برای همین مکان هست
3. تو مطلب قبلی هم گفتم ،هرسال نمیخوام هیچ نشونی از تولد باشه ، اما لطف شما نمیزاره... 
4. چرا بعضیا اینقدرخوبن ؟ 
5. سید حمیدرضا خاندوزی هستم ، متولد 7 خرداد 1372 ،  25 ساله از گرگان دوست داشتنیه عزیزه زیبا  ... بقیشم اگر خواستید بدونید بیاید اول با هم دوست بشیم ببینم میتونم بگم یا نه : )))
6. مطلب قبلی رو بخونید ، سابقه نداشت در کمتر از 24 ساعت دو تا مطلب بزارم ...
7. هفت نداریم همچنان ، چون خیلی خاصه باید یه روزی با جملات خاص پر بشه ;/
8. اگر به فیلم دوربین دوستان دسترسی پیدا کنم حتما لحظات ابتدایی سوپرایز شدن هم هست که اونارو هم میزارم بعدا
9. دعامون کنید ، که من با زبان شما گناهی نکردم...
10. مطلب قبلی رو یادتون ببینید، همینطور کلیپو ، ممنونم
 متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان 
میدونم روز تولدم دعام کردی مهربان تر از پدر و مادرم... همین کافیه...




برچسب‌ها: تولد خرداد خادمی نمایشگاه سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
جمعه 11 خرداد 1397 04:16
...
بسم الله الرحمن الرحیم
.
ای باد مشک بو بگذر سوی آن نگار
بگشا گره ز زلفش و بویی به من بیار
.
با او بگو که ای مه نامهربان من
بازآ که عاشقان تو مُردند از انتظار
.
دل داده ایم و مهر تو از جان خریده ایم
بر ما جفا و جور فراقت روا مدار
.
کردی به روزگار فراموش بنده را 
زنهار عهد یار وفادار یاد آر
.
ای دل بساز با غم هجران و صبر کن
ای دیده در فراقش از این بیش خون مبار
.
باری خیال دوست ز پیش نظر مشوی
چون بر وصال یار نداریم اختیار
.
العجل العجل یا مولانا یا صاحب الزمان...
.
زمانی این نوشته منتشر میشه که ما سر سفره کریم اهل بیت نشسته ایم ... 
همراه سیصد چهارصد نفر دیگه از خادمین و دوستانی که برای نمایشگاه زحمت کشیدند و وقت گذاشتند...
و این مسیر و این راه و این خادمی و عشق بازی ان شاءالله پایدار باشه تا به بهشت...
از عزیزانی که در مطلب قبلی نظر گذاشتند چه از تبریک تولد و چه نظر های متفرقه دیگه و چه نقدی که در دو مطلب قبل کردند بسیار بسیار سپاسگذارم ، هر سال من تصمیم میگیرم از روز تولدم چیزی نزارم اما شما کاری میکنید که نمیشه حرف نزنم  ، و واقعا نمیدونم چطور میتونم لطف های شما رو جبران کنم ... 
اولین دفعه هست تو تاریخ این وبلاگ و این نوشته ها که همه نظراتو تایید میکنم...
جوابشونو هم نمیدم شاید بعدا با فایل ویدویی جواب تک تک عزیزانو دادم ، فقط شرمنده کردید مارو ، هم شما و هم عزیزانی که حتی یک درصد هم فکر نمیکردم تولد بنده یادشون باشه و تلفنی یا حتی حضوری!  تبریک بگن ، دقیقا و  دقیقا مثل پارسال ، با تبریکاتشون مارو تو بُهت فرو بردن 
درسته آدم های ... زیاد شدن ، اما هستن آدم هایی که دوستت دارن بدون اینکه بدونی و حتی حسشون کنی
.
زیاده عرضی نیست ، کلیپی که پایین مشاهده میکنید ، کلیپی هست که قراره امشب پخش بشه و آخرین کلیپ نمایشگاست
بعد ها با کلیپ های متفاوت در خدمت شما هستیم...
دکلمه زیبای آخر کلیپ هست که اسلامیزه شده ، بشر اصلن خلق شده که لجن زارهارو تبدیل به گلزار کنه 
همونطوری که خدا مارو از کمترین چیز اشرف مخلوقات خلق کرد ، در وجود ما هم همین حس رو گذاشته که سعی داشته باشیم بدی هارو به خوبی تبدیل کنیم ، مثل تبدیل آدم های بد به خوب ، تبدیل نفس سرکش خودمون به نفس رام شده ، تبدیل نفت سیاه بد بود به 
با ارزشترین ماده جهان ، تبدیل ریاضی سخت و خشن به معماری زیبای ساختمون ها ، تبدیل برق خطرناک و کشنده به لازم ترین وسیله زندگی
و بیایم تا برسیم به کمتریناش ... 
ما خلق شدیم که با هم خوب باشیم ، انعطاف داشته باشیم ، نه بر خلاف قواعد خداوند زندگی کنیم 
اصلن مگه میشه جلوی موج های بزرگ حق ، که همه در حال حرکت در صراط مستقیمند ایستادگی کرد و قد برافراشت ؟
.
1. لحظات زیبای این ماه مارو دعا بفرمایید
2. از عزیزانی که در رسوندن آهنگ این کلیپ مارو یاری کردن و حتی کسانی که آهنگ های دیگه رو پیشنهاد دادن بسیار سپاسگذاریم
حالا هستیم در خدمتتون و کلی کار داریم تا ساختن کلیپ های متفاوت دیگه 
3 . عزیزانی که پیام خصوصی گذاشتند ببخشید که نظرتون منتشر نمیشه ، خودتون تیک خصوصیشو زدین که منتشر نکنم ظاهرا ، خیلی خیلی زیاد دوستتون دارم خودتون میدونید 
4 . تهرانی های عزیز ، سه شنبه ها هیئت میثاق مارو یادتون نره ها
5 . نظرات رو یا بعدا به صورت فایل ویدویی جواب میدم یا ذیل نظرات ... 
6 . مگه من نگفته بودم از اینستا دیگه نظر نبینم ؟! باز چی شد ؟ : )) چشم برمیگردم ان شاءالله...
7 . هفت نداریم ، چون عددش قشنگه همینطوری گذاشتم : ))  
در امان خدا باشید ان شاء الله 
فعلا خدانگهدار
.




برچسب‌ها: تولد هفت خرداد 7 خرداد سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
پنجشنبه 10 خرداد 1397 15:08
درباره ما
سوره احزاب آیه 23 (ان شاء الله)
.
مطالبی که نوشته میشود برای به جا گذاشتن یادداشت هایی برای سال ها یا شاید قرن ها بعد می باشد .
سید حمیدرضا خاندوزی
جستجو
نظر سنجی
مطالب وبلاگ رو چطور ارزیابی می‌کنید؟





آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد نویسندگان:
تعداد کل مطالب:
آخرین بازدید:
آخرین بروز رسانی:
دیگر امکانات
پروفایل