تبلیغات
سید حمیدرضا - مطالب ابر شهادت
...
بسم الله الرحمن الرحیم
.
فیلم یا کلیپِ مستند گونه‌ی زیر برای اسفند و فروردین سال 95 هست ، وقتی که شهدای فکه بنده رو برای خادمی پذیرفتن ، که در وصف و توضیحات اون زمان ، قبلا نوشته شده ، چه درمطالب خصوصی و چه عمومی 
اون موقعی که فیلم میگرفتم برای به جا موندن خاطره بود و اصلا قصد و نیت ساختن یک کلیپ رو به شکل مستند گونه اونم پنجاه دقیقه ای اصلا نداشتم ، و تجربه‌ی بنده در زمینه‌ی ساخت مستند و ویرایش فیلم بسیار کم بود ، به همین دلیل پیشاپیش عرض میکنم که خیلی از موارد مثل کیفیت صدا و تصویر در حد مطلوبی نیستن ، در حال حاضر هم فقط خواستم پشت صحنه خادمی راهیان نور رو برای شما به تصویر بکشم ، همینطور قسمت هایی از اصل کار رو ، وظیفه‌ی ما تهیه ی عکس بود اون زمان ، و یه سری کارهای دیگه مثل نظافت کانال ، حسینیه و مسائلی از این دست ... 

کلیپ حدود پنجاه دقیقست و سعی شده به صورت موازی پشت صحنه و روزهای فکه به نمایش گذاشته بشن ، ان شا الله که لبخند به لبان شما دوستان عزیز آورده شود ، ما خودمون هم کم و بیش صدا و تصویرمون تو کلیپ هست سربند سبزمون که فقط ما میدونیمو خدا که چه داستانی داشت روی سرمون معلومه ، ترجیحا با هدفون گوش بدید که لحظاتی که باد شدت میگیره و یا صدا ضعیف هست ، همه رو متوجه بشید و حس کنید... 
باقیه صحبت ها رو  بعده کلیپ میزارم ، که دو بخش هستن ... 



خب ان شا الله از  کلیپ لذت برده باشید ، خیلی از قسمت ها نبود ، همونطور که قبلا عرض کردم ، اصلا قصد و نیت ساختن همچین کلیپی نداشتیم وگرنه میتونست خیلی بهتر باشه ، حسین آقامیری حسن آقا میری نیست !
دعای سفره رو یاد گرفتین ؟!  : ))
لهجه های مختلف رو متوجه شدید ؟ 

لازمه عرض کنم بازیگوشی های بچه هارو به حساب خام بودن اون ها نزارید ، به نظر بنده کسی که اینطوری نباشه با دوستانش و رفقا در واقع مُرده‌ی متحرکی هست که فقط داره راه میره روی زمین ... 
همه در قسمت های خودشون به بهترین نحو کار کردن و تخصص داشتن ، همه ی اون بندگان خدا رو شهدا طلبیده بودن...
ان شا الله یه روزی برسه که هجرت هیچکدوم از این بچه ها جز با شهادت نباشه .

میخوام در مورد قسمتی از وصیت نامه محسن جانِ حججی صحبت کنم یه چند جمله ای هم اگر محسن جان ناراحت نمیشن به صحبتاشون اضافه کنم ... 
بعضی وقتا دل کندن از یک سری چیزهای خوب باعث میشه یک سری چیزهای بهتری رو به دست بیاری

 همسر و فرزندش رو که عزیزترین های زندگیش بودن ، از اینا دل کند ، راست میگه محسن ، باید دل کند ، از خیلی چیزا ، حتی از اونایی که سال ها با عشق باهاشون زندگی کردی ...

1. من میگم گاهی وقتا هم باید از چیزایی دل کند که حتی بهترشو هم به دست نیاری ؛ اینجا باید یک جمله  گفت به خدا ، باید گفت چشم ، من راضیم به هر آنچه که شما برای ما بخواید...

باید راضی بود از ریز ریزه زندگیت تا بزرگترینش 
خودت رو برای رسیدن به اون هدفت که باید تو مسیر خدایی باشه به آب و آتیش بزن اما اگر نشد ، راضی باش ، ذره ای از ایمانت کم نشه ، توکلتو داشته باش ، یقین داشته باش خدا صلاحتو از خودت بهتر میدونه 

طلا از نقره ارزشمند تره اما ممکنه تو با نقره زیباتر بشی نه با طلا ...