...
بسم الله الرحمن الرحیم
.
سوله خالی شد، وسایل سخت افزاری و نرم افزاری برگشتند سر جای اول... 
درست مثل خیلی از نوشته های این وبلاگ و بعضی تغییرات فکری و عقیدتی
اما چیزی که بعد از این ها تا زنده ایم و  شاید بعد از اون با ما هست ، همه ی خاطرات و لحظات زیباییست که در این مدت رقم خورد، و همینطور تجربیاتی که به دست اومد و دوستی هایی که شکل گرفت، و انسان های شریفی که شناختیم وشاید با نگاه کردن همین آدم های مومن ثوابی هم جمع کرده باشیم 
الحمد الله علی کل حال... 
ان شاءالله و ان شاءالله خداوند و امام زمان این قلیل رو از ما بپذیرند و موجب رضایت قرار گرفته باشه...
و ان شاءالله تا زنده ایم و حتی بعد از مرگ خادمی آقا از ما گرفته نشه
اما نمیدونم و متوجه نمیشم این لطف هایی که به بنده ی حقیر و گنه کار میکنید و هنوز کار خیری تموم نشده مارو وارد کار خیر دیگه ای میکنید به چه علت هست
از فردا مسئولیت داریم که حدود 30 مصاحبه ای که با خانواده شهدا شده رو تدوین کنیم و آماده ی پخش ، حالا از کجا و چجوریش بماند... کار برای شهدا به همه اثبات شدست که کاریه که خودشون درست میکنن و ما فقط وسیله ایم 
ان شاءالله که بتونیم به نحو احسن این مسئولیت رو به اتمام برسونیم ، هر دو روز هم اگر بتونیم یک کلیپ تدوین کنیم حدود 60 روز توفیق این کار رو داریم و چه توفیقی بالاتر از این... 

هفت سال از شناختن دانشگاه امام صادق(ع) 
شش سال از زنگ زدن برای قبول شدن به عنوان ذخیره در دانشگاه
سه سال از اولین حضور در دانشگاه و هیئت میثاق با شهدا 
و حدود یک سال از توفیق اولین طراحی برای این دانشگاه میگذره...
حالا چرا اینارو گفتم ، امروز قرار بود زودتر برگردم خونه و ساعت 9 یا 10 خودمو برسونم خونه که مثل همیشه مراسم هیئت میثاق با شهدا رو زنده گوش کنم و ببینم ، اما باید پیش بچه ها میموندم و کار رو جمع میکردیم
.
الان که رسیدم متوجه شدم فایل ضبط شدش رو اینستاگرام گذاشتن و میشه نگاه کرد 
لذتی که الان هست اینه که با همین حال خسته وسطه اتاقه روی پشت بومت بشینی و از دیدن مراسم امشب لذت ببری
گرچه هنوزم افسوس بخوری که چرا اون حوالی نیستی و نمیتونی حضور فیزیکی داشته باشی
اما ما راضی بودن به شرایطی که خداوند واست به وجود آورده رو الحمدالله والحمدالله خیلی وقته یاد گرفتیم... 
فردا 19 اردیبهشت 1397، اینجا گرگان ، صدای جمهوری اسلامی ایران...
دو کلیپ ذیل ، با عشق ساخته شدن ، پشت صحنه هم ساخته شده که نمیدونم صلاح هست بزارم یا نه ، باید روش فکر کنم و شاید مشورت... 
https://www.aparat.com/v/NGduK


ما همچنان به انتظارت ایستاده ایم و نمینشینیم و خسته نمی شویم ، امامِ عشق ، امامِ  جان
متی ترانا و نراک ...




برچسب‌ها: نور 12 نمابشگاه راه روشن میثاق با شهدا امام زمان سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 23:05
بسم الله الرحمن الرحیم
.
دومین هفته ای هست که خادمیم، از اون روزهایی هست که در وصف نگنجد، مثل خادمی راهیان نور، مثل اردو جهادی
و مثل خیلی وقتای دیگه، فکرشو هم نمیکردم یه روزی بیاد که این موقع از شب دلم تنگ بشه واسه فردایی که میخواد نمایشگاه باز بشه و  لحظه شماری کنم ، سه روز از افتتاح گذشته هر روز از دیروز بهتر میشه، عشق و محبت بین بچه ها ، خستگی های آخرش ، شور و شوق اولش ، همه و همه اتفاقاتی که میوفته لذت بخشه
امروز بچه های دبستانی و پیش دبستانی اومده بودن ، گاهی وقتا دوربینو باید کنار گذاشت و فقط نگاهشون کرد 
اینقدر که این بچه ها صاف و پاکن ، باید وقتی از غرفه ها بازدید میکردن و به قسمت عهد بستن میرسیدن نوشته هاشونو میخوندین تا اوج صافی و پاکی رو تو دلشون ببینیم...
ماییم که گناهامون سر به فلک کشیده و این صافی و پاکی واسمون عجیبه ...
از نمایشگاه و همه اتفاقاتش باید لذت برد، از هر لحظش ، پنج دقیقه اگر دیر برسم انگار غم عالم رو سرم خراب شده ، انگار لحظاتی رو از دست دادم که نمیتونم جبرانش کنم، نمیدونم چرا ولی همیشه خادمی آقا رو کردن متفاوت تر از متفاوته ، گنه کاری هستیم که شاید روزنه ای پاکی تو دلمون باشه، اما به عنوان خادم انتخاب شدیم
فردا جمعست روز عید، و امشب هم شب جمعه ، شبی که خدا منتظر بنده هاشه تا  فقط صداش بزنن که جوابشونو بده
کاش میشد دعا کرد این لذت ها تموم نشه ، کاش خادمی آقا این دنیا که نه ، اونطرف هم ازمون گرفته نشه 
کاش هفته ی بعد جمعه که اختتامیست، میشد رفت تو بیابون یا صحرایی و از دلتنگی بعد از اختتامیه اینقدر داد زد تا شاید ذره ای از حسرت گذشته کم کنه ، میدونم که اینجوری میشه ، میدونم که اشک ما و خیلی از بچه های دیگه سرازیر میشه ، همه کسایی که یک ماه پیش هم بودیم و با هم کار کردیم ، و شاید از دوست دوست تر شدیم ...
خدا به داد دلمون برسه ، به داد دلی که به گفته ی مولامون : 
عاشق شده، امّا کیفر عشق هجران است ...
متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان ... امام عزیز تر از جان ... 



برچسب‌ها: نمایشگاه راه روشن نور 12 گرگان امام زمان سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
جمعه 7 اردیبهشت 1397 01:54
درباره ما
سوره احزاب آیه 23 (ان شاء الله)
.
مطالبی که نوشته میشود برای به جا گذاشتن یادداشت هایی برای سال ها یا شاید قرن ها بعد می باشد .
سید حمیدرضا خاندوزی
جستجو
نظر سنجی
مطالب وبلاگ رو چطور ارزیابی می‌کنید؟





آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد نویسندگان:
تعداد کل مطالب:
آخرین بازدید:
آخرین بروز رسانی:
دیگر امکانات
پروفایل