بسم الله الرحمن الرحیم 
.
من نمیدونم چی بنویسم ... فقط الحمدالله ... و واقعا از ته دل خداروشکر میکنم بابت همچین روزی ای که نصیبمون کرد
این اصلا جزو اون اتفاقاتی که گفتم قرار هست  تا آخره تابستون رقم بخوره  نبود ... مصداق بارزه رزق لایحتسب خداست
همون خدایی که روزیمون کرده این زیارتو و همون امامی که روزیه ما به واسطه ی ایشون به ما میرسه و همون امامی که زیارتشون نصیبمون شده ، ان شا الله که خودشون به بهترین نحو این زیارت رو نصیبمون کنند ...
تاریخ اعزام : هفته هفتِ هزارو سیصدو نودو شیش ... تاسوعا عاشورا کربلا ... 
مرداده پُر از اتفاقات سرنوشت ساز داره شروع میشه ... و هیچ چیز بهتر از این نیست که دوست رشته ای بر گردن افکند ... عاشق خدا باشید ... با خدا عشق کنید .... 
همین ، با زبانی که بنده با اون گناه نکردم دعا کنید ... که روزای سرنوشت سازی پیش رومون هست ... 
متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان ... 
.




برچسب‌ها: کربلا سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی امام حسین رزق لا یحتسب عتبات دانشجویی
یکشنبه 25 تیر 1396 04:32
...
میرسه روزی که پسرت بیاد واست حرم بسازه 
•••
به تو محتاجم من
 به دل شکسته ی منم نگاه کن...
 به تو محتاجم من
 شب جمعه کربلا برام دعا کن...


[http://www.aparat.com/v/m8BX6]




برچسب‌ها: حضرت فاطمه (س) حضرت زهرا(س) شهادت حضرت فاطمه(س) بنی فاطمه شب جمعه کربلا سید حمیدرضا
جمعه 13 اسفند 1395 01:30
بسم الله الرحمن الرحیم 
.
قرار بود مطلب عمومی نباشه و خصوصی(رمزدار) باشه ... اما فعلا عمومی ... 
عشق بازی با خدا یعنی اینکه از نامه ناحیه بسیج دانشجویی به نهاد رهبری استان تا مشخص شدن کاروانت همش تو یه روز و فقط یه  روز انجام بشه ... اصلا چرا یه  روز ؟!  از ساعت 9 صبح تا 2 ظهر ! فقط 5 ساعت !
امروز شهرو  دو دور چرخیدیم ... و چیزی جز یاری خدا و عنایت امام زمان ندیدم و من موندمو یه دنیا  شرمندگی که چجوری بتونم این همه لطف رو جبران کنم و واقعا نمیتونم ... و اینکه شنیدن کی بود مانند  دیدن !
من  فقط اینجا الان دارم مینویسیم و شما هم فقط میخونی  و فقط من میدونمو اون عشق همیشگی که امروز چه اتفاق هایی افتاد که ما هم به راهیان کربلا بپیوندیم ... اصلا از وصف و توصیف خارجه ... واسه همین حرفی نیست ... 
هیجدهم رفتنی هستیم ... بله دیگه امروز کارا درست شده سه روز دیگه هم  رفتنی هستیم ... 
 کوی دانشگاه - خیابان امیر آباد شمالی - بالاتر از دانشکده فنی تهران  ،  ساعت حرکت 12، 1 ظهر 
بله دیگه همونطوری که مشاهده میکنید نمیتونید بیاید بدرقه : ))
و تک تکه روزهای محرم امسال چه روزهایی بود ... که هیچ محرمی برای بنده اینطور نبود ... 
و چه روزی مارو طلبیدن  ...... حاج اقا مطیعی چندین بار این زمزمه رو خوندن اما این یکی فرق داره ... گوش کنید و مثه بارون ببارید ... 
.
دلم از خرابه دیگه خونه امشب .... مزاحم شدم من ، بَرا عمّه  زینب 
دانلود
قصد داشتم چند تا مداحی بزارم که اقای امیر عباسی کار مارو راحت کردن و شب عاشورا امسال یک زمینه خوندن 
که چند تا از مداحیاشون رو با هم خوندن که بسیار بسیار بسیار عالی هست ... اگرچه صداشون گرفته بود چون از هیئت ابن الرضا میومدن (اگر اشتباه نکنم) ... شما هر کدوم از مداحیا رو  دوست داشتین فقط کافیه دو سه کلمشو سرچ کنید و کاملشو گوش کنید ... یه قسمتش  هم هست وصف حال منو حسینه (داداش) 
بیچاره اونکه حرم رو ندیده بیچاره تر ... 
دانلود 
.
اینو هم گوش کنید ! 
دانلود
دیگه صحبتی نیست ... فردا هم بریم با بچه های دانشگاه خداحافظی کنیم ... چقدر خوبه که فقط یکشنبه ها کلاس داریم و اربعین یکشنبست ... دیگه مطلب نمیزارم تا برگردم اگر کامنت خصوصی یا عمومی ارسال کردید احتمالا تا بعده اذان صبح سه شنبه میبینیم (به وقت گرگان) ... بعد ان شا الله الی طریق کربلا ... 
.
اگرچه رو سیاهم به کار می آیم ... برای طِی زمستان ذغال هم خوب است ... 
متی ترانا و نراک ... 
.
[http://www.aparat.com/v/SNmxT]



برچسب‌ها: اربعین کربلا امام حسین سید حمیدرضا خاندوزی سید حمیدرضا عشق زیارت
شنبه 15 آبان 1395 19:40
 به نام خدا 
پدر مادر نه , بابا مامان و فسقل خان دو ساعت دیگه میرن تهران ... 
ما میمونیمو خونه و مُهر و تسبیح و عشق ... با نم بارون که میشه عطرشو حس کرد 
حس خوبی نیست وقتی یهو بابا مامانت ازت دور میشن ... نمیدونم چرا وقتی چهار سال یه  شهر دیگه بودم اصلا احساس دلتنگی نمیکردم , انگار خدا دلتنگیمو کنده بود گذاشته بود کنار تا بیشتر حواسم به کارای خودم باشه ... البته من زیاد از این لطف خدا استفاده نکردم ... بگذریم ... ولی الان هنوز نرفتن دلتنگشون میشم... گاهی وقتا از دو ساعت بیشتر تو اتاقم میمونم به بهانه ای میرم پایین بهشون سر میزنم برمیگردم ... یه حس خوبی میگیرم برمیگردم به کارام میرسم ... 
نمیدونم حکمتش چیه ولی فکر کنم همونیه که بالا گفتم ... خدا دلتنگیمو کنده بود الان گذاشتش سر جای خودش... 
ولی باز جای اون حس دلتنگیمو به دوستامو کنده ... همونایی که تا  برمیگشتم خونه دوست داشتم زودتر روزا بگذره و برم دانشگاه پیششون...  خلاصه اینکه خدا حکیمه میدونه دلتنگی به چی و کی رو کِی و کُجا بککنه و به چی و کی رو کِی و کُجا بزاره سر جاش ... مثه وقتی که یه ادم عزیزشو از دست میده میدونه چه صبری بهش بده که بتونه تحمل کنه ... 
پس با خدا باش که خدا هواتو داشته باشه ... که تو ریز ترین کارهات حسش کنی ... 
یه دلتنگیه دیگه هم هست که از پارسال بوده و دیگه نرفته ... از یه هفته بعده اومدنم شروع شده... اومدن از کجا؟!
اومدن از بهشت روی زمین .. اومدن از جایی که امام صادق (ع) در صحیحه، به ابن ابى یعفور مى‌فرماید:  فضائل کربلا آن قدر زیاد است که اگر بیان شود؛ حج به کلى تعطیل مى‌شود... (ان شا الله که سند روایت صحیح هست)...

ما چند وقت پیش فقط و فقط به دو نفر خبر ثبت نام عتبات رو برای اعزام دانشجویی اعلام کردیم که یکیش داداش خودمون بود و یکی هم یه دوست عزیزی که ... یکی از مطالب این وبلاگ مخصوص ایشون نوشته شده بود ... ان شا الله خوشبخت بشن ... (سه نقطه ها خیلی زیاد شدن همه ی حرف ها رو که نمیشه زد ... خودم همیشه وهمه جا گفتم درد دلت رو نگه دار با خدا بگو با امام زمانت صحبت کن ... پس این چیزایی که من اینجا مینویسم خیلی سربسته و جمع و جور شده هستن بازم بگذریم ... )
.
ادامه از بالا >>> دوست عزیزی که موجب شدن و درحال حاضر هم میشن که ما ثوابها ذخیره ی آخرت خودمون کنیم ... 
خلاااصه قسمت داداش نشد که برن کربلا ... حالا حسین وقت زیاد داره بره پیش امام همنام خودش ...
ولی این دوست عزیز دیروز به ما پیام دادن گفتن ما یه تشکر ویژه به شما بدهکاریم بابته اینکه اون اطلاعیه ثبت نام رو واسه ما فرستادین من اسمم درومده چهارشنبه هم دارم میرم ... یعنی همین فردا ... دیگه نمیدونم چی باید بگم ...  بله ... این همون دلتنگیست که هیچ وقت تا الان خدا جاشو مثه دلتنگی های بالا عوض نکرده ... ما که به امام رضا سپردیم که یه بار دیگه سفر کربلامون رو امضا کنن فقط و فقط یک بار دیگه ... به ایشون هم گفتیم برن اونجا سفارش مارو بکننو بگن ما ادمه قانعی هستیم فقط یک بار دیگه اجازه بدن من برم ... فقط یک بار ...  شماییم که داری میخونی که فکر نکنم حوصلت اجازه داده باشه تا اخر بخونی ... دعا کن که من با زبان شما گناه نکردم... پس دعات در حق من اجابت میشه ... 
کربلا ... میدونی که دلتنگم ... 


پ ن : واسه غلط املایی دوباره متن رو چک نکردم ... به بزرگواری خودتون ببخشید 



برچسب‌ها: کربلا عشق بهشت دلتنگی سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی امام رضا(ع)
سه شنبه 27 بهمن 1394 20:16
درباره ما
سوره احزاب آیه 23 (ان شاء الله)
.
مطالبی که نوشته میشود برای به جا گذاشتن یادداشت هایی برای سال ها یا شاید قرن ها بعد می باشد .
سید حمیدرضا خاندوزی
جستجو
نظر سنجی
مطالب وبلاگ رو چطور ارزیابی می‌کنید؟





آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد نویسندگان:
تعداد کل مطالب:
آخرین بازدید:
آخرین بروز رسانی:
دیگر امکانات
پروفایل