بسم الله الرحمن الرحیم
.
اول محرم . شب و  روز جمعه . اول سال قمری 1442
خدا گاهی اوقات در سال  واسه ما روز و شب هایی رو قرار میده که چند تا مناسبت با هم در یک روزاتفاق میوفتن ، من از این روز ها به عنوان نقاط عطف زندگی یاد میکنم که میتونه واسه ما اتفاق بیوفته ، البته اگر که قدر بدونیم.
میتونیم تو این روزا روند زندگیمونو تغییر بدیم ، یا عهدهایی با خدای خودمون ببندیم و روز شروعش این روزها باشه...
دیشب و امروز هم یکی از همین روز ها بود . ان شاءالله که قدر دونستیم و به زندگیامون سر و شکل بهتری دادیم
.
الحمدالله محرم امسال هم اومد و ما تونستیم محرم رو ببینیم و توفیق حضور در مجالس عزاداری اباعبدالله رو داشته باشیم
اما باید به این حال و اوضاع ساعت ها گریست که پارسال همین موقع چطور عزاداری میکردیم و امسال بعضی هیئت ها چه غریبانه حذف شدند.  همین که ما یادمون میاد ورودی دانشگاه امام صادق رو با چه شور و شعفی تا مسجد میرفتیم که عزا رو برپا کنیم . همین که یادمون میاد پارسال حسینیه امام خمینی(ره) چند قدمی حضرت ماه نشسته بودیم و با نائب امام زمانمون عزاداری میکردیم و امسال این توفیقو نداریم  . همین که احتمال میدیم دیگه امسال پیاده روی اربعینی در کار نیست . همینا بسه واسه اینکه ساعت ها بگرییم .

ما سال هاست مورد ابتلا قرار گرفتیم و سخت در حال آزمایش شدن هستیم. خیلی سخت، و ان شاءالله از این آزمایشات سربلند بیرون بیایم، پس رفیق عزیز، بزرگوار، حواست به خودت و اطرافیات باشه، محرم سیبلی واسه اونطرفیاست که این چند روز تا میتونن بزنن و آبروی توی بچه هیئتی و حزب اللهی رو ببرن. همه ی این عکاس هایی که چند روز پیش هم روزشون بود آدم های با وجدان و با انصافی نیستن. مواظب باش با سهل انگاری ها و رعایت نکردن بعضی دستور العمل ها شکار لنزهاشون نشی و مایه زینت اهل بیت باشی.که اگر سهل انگاری کردی و عکسی از خودت و یا هیئتت بیرون اومد، بدون که با آبروی خیلیا بازی کردی و حق‌الناس خیلی ها برگردن شماست
 پس  خوب حواست باشه. کلاهتو سفت بچسب ، ماسکتو بزن. با فاصله بشین، دستورالعمل هارو هم رعایت کن، ان شاءالله با همه ی این سختی ها خیلی بیشتر اجر میبری و خدا خوب ناظری هست . 
والسلام
تا برنگردید دنیا روی آسایش نخواهد ندید.
#متی_ترانا_و_نراک
.



برچسب‌ها: محرم کرونا سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی هیئت محرم1442
جمعه 31 مرداد 1399 18:55
بسم الله الرحمن الرحیم
.
یک هفته گذشت...
از لبخند مردمانی که پشت ماشین ساده و تزئین شده ی ما با بوق های ممتدشون بدرقمون کردن...
از حس زیبایی که وقتی از پشت شیشه ماشین چشممون به چشمشون میوفتاد و حتی بعضی به زبون آوردن
که مدت خیلی زیادی هست که این صدای زیبای و این صحنه های زیبا رو ندیدن و شاید فراموش کردن...
یادم از خودم میاد که اگر ماشین عروسی میدیدم چقدر لذت میبردم از شروع یک زندگی،  و بلا استثنا دو سه تا بوقو واسش میزدم و حتما دعای خیر رو واسشون فراموش نمیکردم. هرچقدر ما این مدت از زندگی بوق زدیم و دعا کردیم، هفته پیش برداشت کردیم و جبران شد...
ما از اول هم به پیشنهاد همسر گرامی قرار نبود نه مراسمی بگیریم و نه جشنی . که قرار بود قسمتی از پول مراسم و جشن رو خرج نیازمندان و قسمتی رو هم خرج زندگی خودمون کنیم، فلذا بایک ماشین عروس و صدای بوق سر و ته قضیه رو بستیم که ضمن جلب رضایت محبوب و امام زمانمون ، زندگیمون رو با سادگی آغاز کرده باشیم  و درگیر آمال و آرزوهای طولانی و محال نشیم که آفت خانمانسوزی هست.
و سخت در اشتباهند کسانی که فکر میکنند مراسم نگرفتن ما در این دو کلمه خلاصه میشه: نداشتن پس نگرفتن و یا کرونا اومد و نگرفتن.... 
نمیدونم وقتی میتونیم بجای لقمه ای که قراره بشه سیر کننده ی آدم های سیر ،  قسمتی از یک جهیزیه ی زوج در حال شروع زندگی تامین بشه ، چرا نباید این کار رو انجام بدیم؟
وَحی مُنزَل است آیا؟
خدا هم بهونه دستتون داده تا مراسم نگیرید بازم میرید مراسم چند صد نفری میگیرید؟
طرف صحبت من با اون عزیزانی نیست که "مجبور شدن یا بودن" و مراسم گرفتن، حالا به هر دلیلی... 
با اونایی هستم که خود عروس و داماد هم موافق مراسم گرفتن هستن ،  بیشتر در این زمینه صحبت نمیکنم که دچار قضاوت نشم.
خانواده هایی که از راه پله ها بیرون اومده بودن . یکی دست میزد یکی رفته بود شیپور جام جهانیشو آورده بود باشیپور مارو مورد عنایت قرار داد ، یکی دیگه دعامون میکرد . چقدر از رهگذاری پیاده رو ها لبخند های زیبا دیدیم 
و چقدر لذت بخش بود اون لحظات بخاطر لذت بردن مردمی که مدت ها این از این صحنه ها دور بودن ...
و نم نم بارانی که دقیقا روز عقدمون وسط گرمای تابستون بارید و امسال هم روز جشنمون دوباره باریدن گرفت و رنگین کمانی که زیبایی هوا رو صد چندان کرد.... 
امروز 12 مرداد 
به سال شمسی، یک سال از زندگی مشترکمون و نُه روز از زندگی مشترکمون زیر یک سقف میگذره...
ان شاءالله همه و همه و همه جوونای هم سن و سال ما که تو این شرایط صرفا توکل میکنن  و زندگی مشترکشون رو با همه  ی این مشکلات و سختی ها آغاز میکنند عاقبت بخیر و خوشبخت بشن و قطعا مطمئن باشند که خدا واسشون هدیه های ویژه ای کنار گذاشته ...
یه چندتا نکته هم بگم:
احمد جان و همسرشون هم شب عید غدیر راهی خونه خودشون میشن ، که قرار بود ماهم همون شب بریم و اونا چند روز قبل ما که جاهامون عوض شد : ))))
اینم عکسی هست که روز جشن ما از کنار حرم حضرت معصومه(س) برای ما فرستادن....
.
پ ن : تَه همه ی این جشن ها و سرور ها تلخی ای هست که تا برنگردید شیرین نمیشه 
یک جهان منتظر شماست.... آقا برگرد
متی ترانا و نراک یا صاحب الزمان



برچسب‌ها: جشن عروسی سید حمیدرضا کرونا سید حمیدرضا خاندوزی متی ترانا و نراک
یکشنبه 12 مرداد 1399 11:12
بسم الله الرحمن الرحیم
.
ممنون از نظرات بسیار زیباتون و باز هم مثل همیشه عذرخواهی میکنم که تایید نمیکنم که نشون داده نشه...
بیشتر نظرات حول محور کرونا قرنطینه جنگ بیولوژیک و این دست بود که تصمیم گرفتم موضوعش رو قرنطینه و غنیمت بزارم
دیشب ساعت دو نصفه شب استوری گذاشتم و واسم جالب بود که این موقع شب این حجم از فالوورهای اندکِ
بنده بیدارن...
کاری ندارم که نود درصد جواب ها بیشتر جنبه تفریح داشت
که به قول ِ مبارکِ امام کاظم(ع)، اگر قرار باشه زندگیمونو چهار بخش کنیم یه قسمت از اون باید و حتما به تفریح اختصاص پیدا کنه و تاکید حدیث اینجاست که اگر این قسمت از زندگیمون درست انجام نشه اون سه قسمت دیگه به درستی انجام نمیشه ( عبادت، کار، معاشرت)
عرضی نیست فقط خواستم بگم تموم شد
یا من ارجوهُ لکل خیر...
ایام البیض...
اعتکافِ نرفته...
احیاها...
روزه ها...
شبِ زیبای نیمه‌ی ماه...
و شب و روز با شرافت مبعث...
دوستان، رفقا، ان شاءالله و حتما  که همه از خوبان هستیم 
امّا امّا امّا
و السابقون السابقون اولئك المقربون
.
گاهی وقتا نگاه کنیم ببینیم پارسال این موقع چی بودیم و الان چی شدیم... یا اصلا شاید تفاوت با پارسال زیاد قابل درک نباشه، دو سال پیش، ده سال پیش...
فقط هم منظورم بُعد معنوی نیست، همه‌ی ابعاد زندگیمون...
که دوات و جوهر قلم دانشمندان بر خون شهیدان می چربد...
بهترین لحظات زندگیمونو ارزون نفروشیم که واسه تک تکش حسرت های گرونی میخوریم...
هنوز هم فرصت های زیباتری داریم که جبران کنیم
.
مناجات زیبای شعبانیه (که به قول رسول اکرم(ص) برکت هر ماهی رو به عظمت دعاهای اون ماه بشناسیم)
صدقات این ماه...
صلوات های زیبای این ماه...
و نیمه‌ی شعبانی که نزدیکترین شب ها به شب قدر است...
دلامونو پاک کنیم، و بهترین لباس‌هارو بپوشیم که مهمونی نزدیکه. و شاید نزدیک تر از اون مهمانی ابدی!
قدرفرصت هارو بدونیم که مثل ابر میگذرند...
بیشتر مزاحم اوقات شریف نمیشم که آفت سخن طولانی شدن آن است...
قرنطینه رو غنیمت بدونیم
#شب_بهشت
#متی_ترانا_و_نراک



برچسب‌ها: قرنطینه کرونا فرصت ها شعبان رجب سید حمیدرضا سید حمیدرضا خاندوزی
پنجشنبه 7 فروردین 1399 04:47
درباره ما
مطالبی که نوشته میشود برای به جا گذاشتن یادداشت هایی برای سال ها یا شاید قرن ها بعد می باشد .
سید حمیدرضا خاندوزی
جستجو
نظر سنجی
مطالب وبلاگ رو چطور ارزیابی می‌کنید؟





آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد نویسندگان:
تعداد کل مطالب:
آخرین بازدید:
آخرین بروز رسانی:
دیگر امکانات
امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت
مشاهده آمار وبسایت
. . . . . . . . .
پروفایل
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات